سيد علي اكبر قرشي
983
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
يعنى آن حضرت بهترين بشر در كودكى و نجيبترين انسانها در پيرى و پاكترين پاكان در اخلاق و پرجودترين احسان خواسته شدگان بود « ديمه » باران دائم و بى رعد و برق است . مطل : مماطله : تأخير انداختن ، و امروز و فردا كردن آن تنها يك بار در « نهج » آمده است ، در رحلت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرموده : « و لو لا انّك امرت بالصبر و نهيت من الجزع لانفذنا عليك ماء الشئون و لكان الداء مماطلا و الكمد محالفا » خ 235 355 اگر نبود كه امر به صبر فرموده و از جزع و ناله نهى كردهاى ، تمام مى كرديم در گريه براى شما اشكهاى جارى شده از منابع اشك را ، و درد ادامه پيدا كرده و بى درمان مى ماند و اندوه ، هميشگى مى شد . مطو : ( مثل عقل ) سرعت سير : « مطا الرجل مطوا : جدّ فى السير و اسرع » ، « مطّبة » چهار پاى سريع السير ، جمع آن مطاياست و آن بارها در « نهج » آمده است ، چنان كه فرموده : « و الرغّبة مفتاح النصب و مطّية التعب » حكمت 371 ، طمع كليد رنج و مركب زحمت است . به حضرت مجتبى صلوات اللّه عليه مى نويسد : « و اعلم يا بنىّ ان من كانت مطيّته الليل و النهار فانه يسار به و ان كان واقفا و يقطع المسافة و ان كان مقيما » نامه 31 401 بدان پس عزيزم ، آنكه شب و روز او را مركب است اگر ايستاده هم باشد . راه برده مىشود و اقامت هم بكند قطع مسافت مى نمايد ( چون شب و روز هميشه در گذرند ) دربارهء بنى اميهّ فرموده : « و انّما هم مطايا الخطيئات و زوامل الاثام » خ 158 224 آنها مركبهاى خطايا و رفقاى ثابت گناهانند . و نيز فرمايد : « و شم برق النجاة و ارحل مطايا التشمير » خ 223 346 ، برق نجات را ببين ( كه كجا باران مى باراند ) و بر مركبهاى آمادگى جهاز بگذار . و در خ 16 فرموده : تقواى خدا مركبهاى راهوار است كه انسان را به بهشت مى رسانند . معز : ( مثل عقل و شرف ) بز . همچنين است معزى - به كسر اول - بقول فرّاء معزى مؤنث معز است « ماعز » مفرد معز مى باشد اين لفظ چهار بار در « نهج » آمده است ، به عموزادهاش كه اموال را دزديده و فرار كرده بود مى نويسد : « و اختطفت ما