سيد علي اكبر قرشي

968

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

طغيانه » خ 157 231 هر كه به غير خود مشغول باشد شياطين او را در طغيانش مى كشند و طغيانش ادامه پيدا مىكند . امداد ، به معنى مدّ است راغب گويد : امداد اكثرا در محبوب و مدهّ در مكروه آيد ، به عمر بن الخطاب فرمايد : « و هو دين الله الذى اظهره و اعدهّ و امدهّ » خ 146 203 آن دين خداست كه پيروز كرده و آماده نموده و زيادت داده است . امتداد : كشيده شدن و زيادت « مادهّ » اسم فاعل مؤنث است يعنى كشنده و گويند : مادهّء شى ء ريشه و حالت بالقوهء اوست ، چنان كه فرموده : « المال مادّة الشهوات » حكمت 58 مال مايهء شهوتهاست ، آنگاه كه گفتند : قاتلان عثمان را محاكمه فرمايد ، فرمود : « و انّ لهولاء القوم مادّة » خ 168 243 براى اين انقلابيون ماده يعنى ريشه و ياران و مددها و همفكرهاست به مالك اشتر نوشته : « ثمّ انّ للوالى خاصّة و بطانة . . . فاحسم مادّة اولئك بقطع اسباب تلك الاحوال » نامهء 53 441 ، يعنى ريشهء آنها را با قطع اسباب ظلم و بى انصافى ، قطع كن . مدّت : زمان و وقت كشيده شده و ادامه يافته . « موادّ » ريشه‌ها و پايه‌ها مدر : كلوخ : « المدر : التراب المتلّبد و قيل : قطع الطين اليابس » پنج مورد از آن در « نهج » آمده است ، دربارهء تسلّط بنى اميهّ فرموده : « و الله لا يزالون حتّى لا يدعوا لله محرّما الّا استحلوّه . . . و حتّى لا يبقى بيت مدر و لا و بر الّا دخله ظلمهم » خ 98 143 ، به خدا قسم مرتب تسلط پيدا مى كنند تا هيچ حرامى از خدا را نگذارند مگر آنكه حلال شمارند و تا خانهء كلوخى و چادرى نماند مگر آنكه ظلمشان به آن داخل شود . در نامهء 45 419 فرموده : حتما تلاش خواهم كرد تا زمين را از اين شخص معكوس ( معاويه ) پاك گردانم : « حتى تخرج المدرة من بين حبّ الحصيد » مدرة واحد مدر به معنى كلوخ است يعنى تا كلوخ از بين دانهء درو شده خارج گردد . مدن : مدون ( مثل شئون ) به معنى اقامت است : « مدن بالمكان مدونا : اقام » شهر را از آن جهت مدينه گويند كه مردم در آن اقامت دارند . چهار مورد از آن در « نهج » آمده است ، به طلحه و زبير نوشته : گفته‌ايد كه من عثمان را كشته‌ام ميان من و شما شاهد است آنكه از اهل مدينه از من و از شما هر دو تخلّف كرده است : « فبينى و