سيد علي اكبر قرشي

608

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

نظرى به خطبهء شقشقيه خطبهء شقشقيهّ سومين خطبه نهج البلاغه است كه امام صلوات الله عليه در آن خلافت ابو بكر و عمر و عثمان را ناحق و غصبى دانسته و هر سه را غاصب خلافت گفته است ، و نيز فرموده : هيچ يك مطابق اسلام عمل نكرده‌اند . لذا عدهّ‌اى در مقام دفاع بر آمده و گفته‌اند : اين خطبه ساختهء سيّد رضى است و امير المؤمنين عليه السلام آن را نگفته است . شارحان نهج البلاغه اعمّ از شيعه و اهل سنّت همه اين خطبه را نقل و قبول كرده است ، ما در اينجا سخن ابن ابى الحديد معتزلى را نقل مى كنيم او درج 1 ص 205 در آخر خطبه اينطور مى گويد : استادم ابو الخير گفت : به ابن خشاب گفتم : آيا اين خطبه جعلى است گفت : نه و الله ، يقين دارم كه اين خطبه كلام على بن ابى طالب است چنان كه يقين دارم تو مصدق بن شبيب ( ابو الخير ) هستى . گفتم : بسيارى از مردم مى گويند : اين خطبه را سيد رضى از خودش ساخته است ، گفت : براى رضى و غير رضى اين نفس و اين اسلوب كجا ميّسر است ، ما رساله‌هاى سيد رضى را ديده‌ايم و اشعار او را دانسته‌ايم كلام او با اين كلام اصلا شباهتى و آميختگى ندارد . بعد گفت : به خدا قسم من اين خطبه را در كتابهائى ديده‌ام كه دويست سال قبل از ولادت سيد رضى تأليف شده است و من اين خطبه را در نوشته‌هاى علما و اهل ادب كه همه را مى شناسم ديده‌ام و آنها اين خطبه را در وقتى نوشته‌اند كه حتى ابو احمد نقيب پدر رضى هم به دنيا نيامده بود . آنگاه ابن ابى الحديد گويد : من بسيارى از اين خطبه را در كتابهاى ابو القاسم بلخى امام بغداديين از شيوخ معتزله ديده‌ام و او در زمان مقتدر عباسى بود كه آنوقت به ولادت سيد رضى زمان زيادى مى ماند و نيز بسيارى از آن را در كتاب ابى جعفر ابن قبهّ از متكلمين اماميهّ ديده‌ام و آن كتاب نامش « الانصاف » است و اين ابو جعفر از شاگردان شيخ ابى القاسم بلخى بود او نيز قبل از ولادت رضى از دنيا رفته است . شقق : شقّ : شكافتن و شكاف . و - به كسر اوّل - به معنى مشقت و زحمت است كه بر نفس عارض مىشود . « شقاق » جدائى و مخالف ، گوئى هر يكى