سيد علي اكبر قرشي
955
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
لواط را براى تكثير نسل واجب فرمود . لوم : سرزنش . آن نوعا در مقابل چيزى است كه به ملامت كننده ناگوار و به ملامت شده نامناسب باشد ، مواردى از آن در « نهج » آمده است ، دربارهء برادرى كه داشت فرموده است : « كان لى فيما مضى اخ . . . كان لا يلوم احدا على ما يجد العذر فى مثله » حكمت 289 در گذشته برادرى داشتم كسى را ملامت نمى كرد در آنچه در مثل آن عذر پيدا مى كرد . و نيز فرموده : « الناس ابناء الدنيا و لا يلام الرجل على حبّ امهّ » حكمت 303 ، مردم فرزندان دنيا هستند ، شخص بر دوست داشتن مادرش ملامت نمى شود . تلوّم : تأخير كردن و منتظر ماندن ، در ملامت يارانش فرموده : « لا تأخذون حقّا و لا تمنعون ضيما قد خليّتم و الطريق فالنجاة للمقتحم و الهلكة للمتّلوم » خ 123 180 ، حقى را نمى گيريد ، ظلمى مانع نمى شويد ، در رفتن به راه حق مختار شدهايد ، نجات از آن كسى است كه در آن راه وارد شود و هلاكت از آن تأخير كننده است . لون : رنگ . به معنى جنس و نوع نيز آيد ، مواردى از آن در « نهج » پيداست « تلّون » عوض شدن ، به رنگ ديگرى در آمدن و اختلاف اخلاق . در وصف رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده : « خاض الى رضوان الله كلّ غمرة و تجرّع فيه كلّ غصّة و قد تلوّن له الادنون و تألّب عليه الاقصون » خ 194 307 ، در راه خشنودى خدا بهر شدت و سختى وارد شد و در آن ، هر اندوهى را جرعه جرعه نوشيد ، تا آنجا كه نزديكان بر او دگرگون شدند و از يارى دست كشيدند و اجانب به دشمنى برخاستند و دربارهء منافقان فرموده : « يتلوّنون الوانا » خ 194 307 لوى : ميل . كجى و نحون آن ، مواردى از آن در « نهج » آمده است ، دربارهء حق تعالى فرموده : « لا يلويه شخص عن شخص و لا يلهيه صوت عن صوت » خ 195 309 كه در « لهو » گذشت مايل و منحرف نمى كند او را شخص از شخص ديگرى ، دربارهء اينكه در صفين فرمان حضرت را قبول نكرده و بعدا پشيمان شدند شعر ذيل را شاهد آورد : امرتكم امرى بمنعرح اللوى * فلم تستبينوا النصح الّا ضحى الغد