سيد علي اكبر قرشي

951

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

ملّم به ضمّ اول و كسر دوم و تشديد سوم شى ء و حادثهء شديد « ملمّات الدهر » نامهء 53 يعنى حوادث شديد روزگار . لمه به ضمّ اول بدون تشديد جماعت و اصحاب ، آن دو بار در « نهج » آمده است ، در صفين به ياران فرمود : « الا و انّ معاوية قاد لمة من الغواة و عمسّ عليهم الخبر حتى جعلوا نحورهم اغراض المنيّة » خ 51 89 ، معاويه جمعى از گمراهان را به ميدان كشيده و جريان را از آنها مخفى كرده تا گلوهايشان را هدف مرگها قرار داده‌اند ، دربارهء منافقان فرموده : « فهم لمة الشيطان و حمة النيران » خ 194 308 آنها گروه شيطانند و نيش و شعلهء آتش جهنم ، حمه به ضم اول و بدون تشديد نيش زنبور و عقرب و مار است . لهب : شعله و مشتعل شدن آتش ، اسم و مصدر هر دو آمده است به معنى غبار بلند شده نيز آيد ، سه مورد از آن در « نهج » آمده است ، دربارهء آتش آخرت ( نعوذ بالله منها ) فرموده : « فى نار لها كلب و لجب و لهب ساطع و قصيف هائل » خ 109 162 ، در آتشى كه ديوانه‌وار و پر خروش است شعله‌اى بلند و فرياد هولناك دارد . دربارهء فتنه فرموده : « لعمرى يهلك فى لهبها المؤمن و يسلم فيها غير المسلم » خ 187 277 لهج : حريص شدن . مايل شدن . مواردى از آن در « نهج » آمده است ، درباره حبّ دنيا فرموده : « و من لهج قلبه بحبّ الدنيا التاط قلبه منها بثلاث همّ لا يغبهّ و حرص لا يتركه و امل لا يدركه » حكمت 228 ، هر كه قلبش بدوستى دنيا حريص باشد ، قلبش بر سه چيز مى چسبد ، : اندوهى كه يك در ميان نيست و پيوسته است ، حرصى كه رهايش نمى كند و آرزوئيكه به آن نمى رسد . لهجه به فتح لام زبان . به قولى لغت هر انسانى كه به آن عادت كرده است ، در جائى فرموده : به من خبر دادند كه مى گوئيد : على دروغ مى گويد ، خدا شما را بكشد بر كدام كس دروغ مى بندم آيا بر خدا كه من اولين ايمان آورنده به او هستم ، يا بر رسولش كه من اولين تصديق كنندهء او هستم « كلّا و الله لكنّها لهجة غبتم عنها و لم