سيد علي اكبر قرشي

904

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

الله كشف الخلق كشفة لا انهّ جهل ما اخفوه من مصون اسرارهم » على الظاهر « كشف » احكام خدائى است يعنى بدانيد كه خدا احكام را به وسيلهء انبياء به طور كامل آشكار كرده براى امتحان مردم ، نه اينكه اسرار و مكنون باطن آنها را نمى دانست كه عمل خواهند كرد يا نه و شايد معنى كشف در اينجا « امتحان » باشد چنان كه ابن ميثم فرموده است . دربارهء مؤمن فرموده : « مصباح ظلمات . كشّاف عشوات ، مفتاح مبهمات دفّاع معضلات » خ 87 118 چراغ ظلمتهاست ، زايل كننده كورى ها و ضلالتهاست ، كليد مبهمات و دفع كننده مشكلات است . كظظ : كظّ ( مثل عقل ) پر كردن . گويند : « كظهّ الطعام كظّا » يعنى طعام شكم او را پر كرد به طوريكه نفس كشيدن نتواند « كظهّ » به كسر اوّل فاسد شدن طعام در معده است كه آن را « تخمه » گويند ، مواردى از آن در « نهج » آمده است ، در حكمت 108 دربارهء انسان فرموده : « و ان جهده الجوع قعد به الضعف و ان افرط به الشبع كظتّه البطنة » كظّ در اينجا به معنى اذيّت كردن است يعنى اگر گرسنگى بر او بيشتر شود ، ضعف او را ساقط مىكند و اگر سيرى او زياد شود تخمه و فساد معده او را ناراحت مىكند و دربارهء قبول خلافت فرموده : « لو لا . . . اخذ الله على العلماء ان لا يقارّوا على كظّة ظالم و لا سغب مظلوم لا لقيت حبلها على غاربها » خ 3 50 ، اگر خدا از علماء نمى خواست كه بر پر خورى ظالم و گرسنگى مظلوم صبر نكنند ، ريسمان شتر خلافت را بر گردن آن مى انداختم . در خ 191 284 دربارهء تقوى فرموده : « فاهطعوا باسماعكم اليها و الظّوا بجدّكم عليها » گوشهاى خود را به طرف تقوى دراز كنيد و اصرار كنيد با تلاش خود بر تقوى ، در نسخهء عبده آمده : « و كظّوا بجدّكم عليها » كظاظ ( مثل كتاب ) به معنى ملازمت است يعنى ملازمت كنيد با تلاش خود بر تقوى . كظم : ( مثل عقل ) حبس و نگهدارى غيظ در سينه است خواه بواسطهء عفو باشد يا نه ، طبرسى در مجمع البيان فرموده : اصل كظم بستن دهان مشك است بعد از پر شدن . « فلان كظيم و مكظوم » آنگاه مى گويند كه از غصهّ يا از خشم پر شده