سيد علي اكبر قرشي

857

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

عبور كرده و شهر « قرقيسيا » را غارت نمود امام در توبيخ او نوشت : « و انّ تعاطيك الغارة على اهل قرقيسيا و تعطيك مسالحك التى وليناك ليس بها من يمنعها و لا يردّ الجيش عنها لرأى شعاع » نامهء 61 450 يعنى : رساندن تو غارت را به اهل قرقيسيا و دست كشيدن از سرحدّاتى كه تو را بر آنها حكومت داده‌ايم بطوريكه در آنجا دفاع كننده و دفع كنندهء لشكر دشمن نيست ، رأيى است پراكنده و ناحق ، ظاهرا مراد حضرت آن است كه تو مجال داده‌اى آن شهر را غارت كنند ، نه اينكه تو خود آن را غارت كرده‌اى . قرمط : اين كلمه فقط يك بار در « نهج » آمده است « قرمطه » آنست كه نامه را با حروف كوچك بنويسيم و فاصلهء حروف را كم نمائيم به كاتب خود عبيد الله بن ابى رافع فرمود : « الق دواتك و اطل جلفة قلمك . . . و قرمط بين الحروف فان ذلك اجدر بصباحة الخطّ » حكمت 315 ، يعنى به دوات خود ليف بگذار ، سر قلم و محل تراشيدن آن را دراز كن ، فاصلهء حروف را كم كن كه آن در خوبى خطّ دخيل است . قرن : ( بر وزن عقل ) جمع كردن : « قرن البعرين : جمعها فى حبل » دو شتر را با يك طناب بست و جمع كرد . اقتران : اجتماع دو چيز يا چيزهاست در يك معنى از معانى . گويند : زيد قرين عمرو است در ولادت ، در شجاعت ، در قدرت و غيره . مواردى از آن در « نهج » آمده است . دربارهء رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده : « و لقد قرن الله به من لدن كان فطيما اعظم ملك من ملائكته يسلك به طريق المكارم . . . » خ 91 300 يعنى خداوند از روزيكه آن حضرت از شير گرفته شد ، بزرگترين فرشته از فرشتگان خود را به او قرين كرد كه او را به راه محاسن اخلاق مى برد . از ابن معلوم مىشود كه آن ملك هميشه با رسول خدا صلى الله عليه و آله بوده است . ابن اثير در كامل از آن بزرگوار نقل كرده كه فرمود : در كودكى من ، يك نفر در مكهّ كار بنّائى داشت ، بچه‌ها ذوق كرده مصالح ساختمانى را در دامن خود گذاشته و پيش بنّا مى آوردند و وقت آوردن چون دامن خود را بلند مى كردند ، زيرا دامن و عورت آنها ديده مى شد ، من نيز خواستم چنان كارى بكنم ، دامن خود را پر از آن مصالح كرده خواستم بلند شوم ، ناگاه دستى بر دست من زد و دامنم از دستم افتاد ، سه بار اين