سيد علي اكبر قرشي
809
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
در بند آنچه بعد از مرگ است باش . فرخ : ( بر وزن عقل ) جوجه : « الفرخ : ولد الطائر و كلّ صغير من الحيوان و النبات » آن فقط يك بار در « نهج » ديده مىشود دربارهء اتباع شيطان فرموده : « اتّخذّوا الشيطان لامرهم ملاكا . . . فباض و فرّخ فى صدورهم و دبّ و درج فى حجورهم » خ 7 53 ، شيطان را در كارهاى خود پشتوانه گرفتهاند ، شيطان در سينههاى آنها تخم گذاشته و جوجه در آورده است و حركت كرده و نيرومند شده در آغوششان ، اشاره است به تسلّط شيطان بر آنها . فرد : تنها . فرادى : تك تك . مواردى از آن در « نهج » يافته است ، دربارهء بندهء صالح خدا فرموده : « و تخلّى من الهموم الّا همّا واحدا انفرد به » 87 118 ، از همهء غمها فارغ شده مگر از يك غم كه مخصوص و تنها شده براى آن ( و آن ايستادن در حد شريعت است ) مفرد ( بر وزن منصب ) محل تنها ماندن درباره قبر فرموده : « فياله من بيت وحدة و منزل وحشة و مفرد غربة » خ 157 222 وه چه خانه تنهايى و چه منزل وحشتزائى و چه محل تنهائى و غربتى و اگر « مفرد » اسم فاعل باشد راجع به شخص ميّت است يعنى و چه از همه جدا شده و غريبى « مبعوثون افرادا » خ 83 ، برانگيخته شدگانند تنها تنها فرر : فرّ و فرار : فرار كردن و گريختن . مواردى از آن در « نهج » آمده است ، در بارهء مصقلة بن هبيره كه در « صقل » گذشت فرموده : « قبّح الله مصقلة فعل فعل السادة و فرّ فرار العبيد » خ 44 85 ، خدا رو سياه كند مصقله را كار آزادگان كرد ولى همچون بندگان گريخت . « فاتّقوا الله عباد الله وفّروا الى الله من الله » خ 24 66 از خدا بترسيد بندگان خدا و از غضب خدا به سوى فرمان خدا بگريزيد . فرس : اين ماده به معانى مختلف آمده است « فرس » بر وزن عقل به معنى شكستن گردن و كشتن آمده است « فراسة » به كسر اوّل حاذق و زيرك بودن و از ظاهر به باطن پى بردن است ، « فريسة » طعمهء شير ، « فرس » ( بر وزن شرف ) به معنى اسب