سيد علي اكبر قرشي
798
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
غيض : فرو رفتن آب : « الغيض : ذهاب المايع فى العمق » به معنى ناقص شدن و ناقص كردن نيز آيد ، مواردى از آن در « نهج » به كار رفته است ، در وصف خداوند فرموده : « لانهّ الجواد الذى لا يغيضه سئوال السائلين » خ 91 125 ، او صاحب جودى است كه سئوال سائلين او را ناقص نمى كند و از او نمى كاهد . در وصف قرآن فرموده : « و مناهل لا يعيضها الواردون و منازل لا يضلّ نهجها المسافرون » خ 198 316 و محلهاى آب برداشتن است كه وارد شوندگان ناقصش نمى كنند و منازلى است كه مسافران راه آن را گم ننمايند . « تغيض الكرام غيضا » خ 108 كم مىشود بزرگواران كم شدنى . غيظ : خشم شديد . مواردى از آن در « نهج » آمده است « منى اشفى غيظى اذا غضبت احين اعجز عن الانتقام فيقال لى : لو صبرت ام حين اقدر عليه فيقال لى : لو عفوت » حكمت 194 آنگاه كه خشمگين شدم چگونه غضب خود را شفا دهم ، آنگاه كه قدرت انتقام ندارم كه گفته مىشود : ايكاش صبر كنى ، يا آنگاه كه قدرت دارم گفته مىشود ايكاش عفو كنى ، در هر حال تشّفى خشم خوب نيست ، صبر بهتر و خشم نگرفتن بهتر است . غيم : ابر . جمع آن غيوم است ، دو مورد از آن در « نهج » آمده است ، آنگاه كه خواستند به آن حضرت بيعت كنند ، امتناع كرد و فرمود : « و انّ الافاق قد اغامت و المحجّة قد تنكّرت و اعلموا انّى ان اجبتكم ركبت بكم بما اعلم و لم اصغ الى قول القاتل و عتب العاتب » خ 92 136 فضا ابرآلود شده ، راه واضح ناشناخته گشته است ، بدانيد : اگر اين كار را از شما پذيرفتم به آنچه مى دانم عمل خواهم كرد ، به حرف كسى و ملامت كسى گوش نخواهم داد « ناشئة الغيوم » خ 91 ، ابرهاى به وجود آمده . غاية : انتها . آخر . نتيجه . مواردى از آن در « نهج » آمده است در وصف خداوند فرموده : « الاول الذى لا غاية له . . . » خ 94 139 او اوّلى است كه آخر ندارد : « كلتا الغايتين » خ 221 هر دو نتيجه و هر دو انتها ، 22 محرم 1415 مطابق 11 4 1374 و الحمد لله و هو خير ختام .