سيد علي اكبر قرشي
589
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
رسوله المجتبى من خلائقه و المعتام لشرح حقائقه » خ 178 257 « معتام » : اختيار شده . يعنى رسولش كه برگزيدهء خلائق و اختيار شده براى شرح حقائق توحيد است . شريح : شريح بن حارث مشهور به شريح قاضى همانستكه عمر بن الخطاب او را به قضاوت كوفه گماشت و تا زمان حجاج بن يوسف قاضى كوفه بود و در زمان حجّاج استعفاء كرد و پذيرفته شد ، دوران قضاوتش به شصت سال رسيد ، بعد در منزل ماند تا از دنيا رفت ، گويند امير المؤمنين عليه السلام خواست او را عزل كند فرياد كشيد : و اعمرا وا عمرا ، امام او را عزل نكرد ، گويند : امام عليه السلام به او گفته بود ، تا حكم خويش را به حضرت نشان نداده اجرا نكند . ابن ابى الحديد گويد : وقتى على عليه السلام بر او غضب كرد و از كوفه تبعيد نمود ولى از قضاوت عزل ننمود و باز به سر كارش برگردانيد ، به هر حال ، نام وى دو بار در « نهج » در نامهء سوّم آمده است . آن حضرت خبردار شد كه شريح خانهاى به هشتاد دينار خريده است ، امام عليه السلام او را احضار كرد و فرمود : شنيدم خانهاى به هشتاد دينار خريده و بر آن شاهدان گرفتهاى گفت : يا امير المؤمنين چنين است . حضرت با نظر غضب آلود فرمود : « يا شريح اما انهّ سيأتيك من لا ينظر فى كتابك و لا يسئلك عن بينتّك حتى يخرجك منها شاخصا و يسلمك الى قبرك خالصا فانظر يا شريح ان لا تكون اتبعت هذه الدار من غير مالك او نقدت الثمن من غير حلالك » نامهء 3 364 . امام صلوات اللّه عليه او را از دنيا پرستى بر حذر داشته است ، يعنى اى شريح به زودى ملك الموت به سراغ تو خواهد آمد ، او كه نه به قبالهء تو نگاه مىكند و نه از شاهد تو مى پرسد تا تو را چشم باز از آن خانه خارج كند و به قيمت به طور تنها بسپارد ، ببين كه اين خانه را از غير مال خود نخريده باشى و قيمت را از غير حلال نداده باشى . شرد : شرود : رفتن به سر خود . تشريد : راندن و طرد كردن . از اين ماده هفت مورد در « نهج » آمده است . معاويه تهمتهائى به آن حضرت زد ، حضرت در جواب نوشت : در نامهات گفتهاى كه من طلحه و زبير را كشتهام و من عائشه را از خانهاش راندهام و ميان دو شهر كوفه و بصره نازلشدهام ، اين كارى است كه تو در آن نبودهاى پس تجاوزى بر تو نشده است و اگر بخواهم از آن كارها اعتذار بجويم آن هم