سيد علي اكبر قرشي
584
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
در مذمت يارانش فرموده : « لله انتم اما دين يجعكم و لا حميّة تشحذكم ا و ليس عجبا انّ معاويه يدعو الجفاة الطغام فيتبعّونه . . . و انتم . . متفرّقون عنّى » خ 180 259 ، به خدا قسم مى دهم شما را آيا دينى نداريد كه شما را جمع كند ، آيا تعصّبى نداريد كه شما را تيز و حادّ نمايد ، آيا عجيب نيست كه معاويه سنگدلان و اراذل را مى خواند و از او اطاعت مى كنند ، امّا شما از من پراكنده مىشويد شحشح : ( بر وزن به به ) به معنى بخيل و ماهر و استاد آيد در اقرب الموارد گويد : « الشحشح : الشحيح و السىّ ء الخلق و الخطيب البليغ » اين لفظ فقط يك بار در كلام حضرت آمده است روزى صعصعة بن صوحان عبدى رحمه الله خطبه مى خواند امام صلوات الله عليه سخنان او را شنيد فرمود : « هذا الخطيب الشحشح » غريب 2 517 يعنى اين خطيب ماهر است ، ابن ابى الحديد گويد : اين افتخار براى صعصعه كافى است كه مردى مانند على عليه السلام او را تعريف مىكند ، ابن ميثم نقل كرده : روزى آنحضرت سخنگوئى را ديد كه سخن مى گويد : او را نپسنديد و فرمود : « ما هذا الخطيب الشحشح » اين خطيب ماهر نيست . شحم : پيه . دو مورد از اين ماده در « نهج » آمده است ، در وصف انسان فرموده : « اعجبوا لهذا الانسان ينظر بشحم و يتكلم بلحم و يسمع بعظم و يتنفّس من خرم » حكمت 8 تعجب كنيد از اين انسان كه با پيهاى نگاه مىكند و با تكه گوشتى سخن مى گويد و با استخوانى مى شنود و با لوله و شكافى نفس مى كشد منظور آن حضرت ظاهر امر و درك عوام است و يا نظرش توجه دادن به قدرت خدا مى باشد . دربارهء آمدن حجاج بن يوسف فرموده : « اما و الله ليسلَّطنَّ عليكم غلام ثقيف الذيّال الميّال يأكل خضرتكم و يذيب شحمتكم ايه ابا وذحة » خ 116 174 كه در « ايه » گذشت . شحن : پر كردن « شحن السفينة شحنا : ملاها » دو مورد از اين لفظ در كلام حضرت ديده مىشود ، به يارانش بعد از شهادت حسّان بن حسان بكرى فرماندار شهر انبار به دست نيروى معاويه در ضمن كلامى فرمود : « قاتلكم الله لقد ملئتم قلبى قيحا و شحنتم صدرى غيظا » خ 27 70 خدا شما را بكشد كه قلبم را با چرك و سينهام را با غيظ پركرديد . تشاحن : دشمن داشتن يكديگر : « تشاحن القوم : تباغضوا » يعنى قلبشان از