سيد علي اكبر قرشي
578
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
گفت . ا عائش لو لا اننّى كنت طاويا * ثلاثا لالفيت ابن اختك هالكا غداة ينادى و الرماح تنوشه * كوقع الصياصى : اقتلونى و مالكا فنجاّه عنّى شبعه و شبابه * و انّى شيخ لم اكن متماسكا ( 1 ) يعنى اى عائشه اگر من سه روز پشت سر هم روزه و شكم خالى نبودم ، پسر خواهرت را كشته مى ديدى ، آنگاه كه نيزهها مانند خارها بر او مى باريدند و فرياد مى كشيد « اقتلونى و مالكا » عاقبت سير بودن و جوان بودنش او را از دست من نجات داد و من پير مرد و از گرسنگى كم تاب گشته بودم . و چنان كه گفته شد : مالك در سال 39 هجرى رهسپار مصر بود كه در راه مصر بعضى از جاسوسان معاويه او را مسموم كرد و شهيد شد ، رحمت و رضوان خدا بر او باد . شتم : اين كلمه كه در قرآن مجيد به كار نرفته به معنى فحش دادن و ناسزا گفتن است و فقط يك بار در « نهج » ديده مىشود ، در صفين قبل از شروع جنگ در ضمن آداب و سفارش آن فرمود : « فان كانت الهزيمة باذن الله فلا تقتلوا مدبرا و لا تصيبوا معورا و لا تجهزوا على جريح و لا تهيجوا النساء و ان شتمن اعراضكم و سببن امرائكم » نامهء 14 373 ، اگر به اذن خدا دشمن شكست يافت ، فراريان را نكشيد ، به عاجزان و افتادگان دست نزنيد ، مجروحان را مقتول ننمائيد ، زنان را ناراحت نكنيد هر چند كه عرض شما را ناسزا گويند و به امراء شما فحش دهند . فداى همّت آن قهرمان كون و مكان * كه بى رضاى الهى نمى زند نفسى شتاء : زمستان ، از اين ماده چهار مورد در « نهج » آمده است به عاملان خراج مى نويسد : براى گرفتن خراج كسى را مجبور نكنيد كه لباسهاى زمستانى يا تابستانى خويش را بفروشد و يا حيوانى را كه با آن كار مىكند و يا غلامى را بفروشد ، و براى درهمى كسى را تازيانه نزنيد « و لا تبيعنّ للناس فى الخراج كسوة شتاء و لا صيف و لا دابة يعتملون عليها و لا عبدا و لا تضربنّ احدا سوطا لمكان درهم » نامهء 51 425 « بابى انت و امّى و نفسى يا مولا » .
--> ( 1 ) . شرح ابن ابى الحديد ج 15 ص 101 .