سيد علي اكبر قرشي

76

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

آنها به جنگ من گرد آمدند چنان كه قبل از من به جنگ رسول خدا ، از جانب من مكافاتها به قريش كيفر دهند ، كه رحم مرا قطع كرده و حكومت پسر مادرم را از من گرفتند ، محمد عبده در شرح آن گفته : فاطمه بنت اسد مادر آنحضرت رسول خدا ( ص ) را در دامن خود تربيت كرد ، و آنحضرت دربارهء وى مى فرمود : « فاطمة امّى بعد امىّ » فاطمه بعد از مادر اصليم مادر من است ، ابن ميثم رحمه الله وجه ديگرى گفته و قول محمد عبده را به طور « قيل » نقل كرده است ولى ظاهرا قول محمد عبده مقبولتر است ، امام صلوات الله عليه خواسته با اين كلمه قرابت كاملش را به آنحضرت بيان دارد ، ظاهرا در نهج البلاغه « امّ » به غير معنى مادر نيامده است . امى : درس ناخوانده . راغب در مفردات گويد : امّى كسى است كه خواندن و نوشتن بلد نيست و از قطرب نقل كرده كه « اميهّ » به معنى جهالت است و « امى » از آن معنى است ، در الميزان فرموده : « امّى » منسوب است به مادر خويش زيرا مهربانى مادر مانع شده كه فرزندش را به دست معلّم بسپارد و در نزد خودش نگاه داشته است . اين كلمه فقط سه بار در « نهج » يافته است و هر سه دربارهء رسول خدا صلى الله عليه و آله . چنان كه فرموده : « انّ الذى انبّئكم به عن النّبى الامّى صلى الله عليه و آله » خ 101 ، 147 و نيز : « و أنعم الفكر فيما جاءك على لسان النبى الّامى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم » خ 153 ، 214 . دربارهء حبّ و بغض خويش فرموده : « لو ضربت خيشوم المؤمن بسيفى هذا على ان يبغضى ما ابغضنى . . . و ذلك انهّ قضى فانقضى على لسان النبّى الامّى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم انه قال يا على لا يبغضك مؤمن و لا يحبك منافق » حكمت 45 . امة : گروه و جماعت متشكل . اين كلمه از « امّ » به معنى قصد است ، راغب در مفردات گويد : امّت هر جماعتى است كه يك چيز آنها را متحد كند مانند دين يا زبان يا مكان ، مثلا در آيه : ( قالَ ادْخُلُوا فِي أُمَمٍ قَدْ ) اعراف : 38 وجه مشترك شرك و كفر است ، اين كلمه در نهج البلاغه پيوسته در معنى فوق به كار رفته است . آنحضرت در فرمان مالك چنين فرموده : « فانّى سمعت رسول الله صلى اللّه عليه و آله و سلّم يقول فى غير موطن : لن تقدّس امّة لا يؤخذ للضعيف فيها حقهّ من القوى غير متتعتع » نامه