سيد علي اكبر قرشي

72

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

عجب نيست كه بگوئيم : آنحضرت مقدار زيادى از اين حقائق را براى آيندگان گفته است ، ثقة الاسلام كلينى در كافى كتاب التوحيد باب النسبة حديث سوّم نقل مىكند ، از امام سجّاد عليه السلام از توحيد سئوال كردند ، فرمود : خداى عزّ و جلّ مى دانست كه در آخر الزمان ، مردمان محقق و موشكاف و عميق انديشه به وجود خواهند آمد ، از اين جهت سورهء « قل هو الله احد » و آيات پنجگانهء اوّل سورهء حديد را نازل فرمود : « سئل على بن الحسين عليه السلام عن التوحيد فقال : انّ الله عز و جل علم انهّ يكون فى آخر الزمان اقوام متعمّقون فانزل الله تعالى ( قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ ) و الايات من سورة الحديد الى قوله ( وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ ) فمن رام وراء ذلك فقد هلك » پس قرآن مجيد نيز مقدارى از مطالب خود را براى آيندگان فرموده : و از زمان جلوتر رفته است ، اينكه گفته شد : نمونه‌هاى بسيار جزئى از توحيد نهج البلاغه است ، بيشتر از اين شرح را مجال نيست . الو ( بر وزن عقل ) وَ الْى : تقصير و كوتاهى . « الا فى الامر الوا و اليا : قصّر فيه » آنحضرت در رابطه با حسن مجتبى عليه السلام مينويسد : « و اعلم يا بنّى انّ احدا لم ينبى ء عن الله سبحانه كما إنبأ عنه الرسول - صلّى اللّه عليه و آله - فارض به رائدا و الى النجاة قائدا فانى لم آلك نصيحة » نامهء 31 ، 396 ، يعنى من در نصيحت تو كوتاهى نكردم اين ماده از باب افعال و افتعال و تفعّل چنان كه در اقرب الموارد هست ، به معنى قسم خوردن آيد ، چنان كه آنحضرت به معاويه مى نويسد : « فانى اولى لك بالله اليّة غير فاجرة لئن جمعتنى و ايّاك جوامع الاقدار لا ازال بباحتك حتى يحكم الله بيننا و هو خير الحاكمين » نامهء 55 ، 447 ، يعنى : من در رابطه با تو به خدا قسم مى خورم قسم راست ، اگر پيشامدها مرا با تو روبرو كند تا آخر كار و آنچه خدا خواهد در مقابل تو خواهم ايستاد . « اليهّ » نيز به معنى سوگند است . از اين مادهّ فقط سه مورد در « نهج » يافته است . اليه : دنبهء گوسفند . آن فقط يك بار در « نهج » آمده است ، و امام در رابطه با زوال ملك بنى اميه فرموده : « و ايم الله ليذوبنّ ما فى ايديهم بعد العلوّ و التمكين كما تذوب الالية على النّار » خ 166 ، 241 ، به خدا قسم آنچه در دست دارند ، بعد از قدرت و تمكّن ،