سيد علي اكبر قرشي
68
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
جز خدا كسى را نبيند و به غير او توجه نكند و كمال اخلاص آنست كه او را واحد محض بداند و كثرت و تركيب را از او نفى كند و صفات او را عين ذات بداند ، زيرا هر صفت حاكى است كه آن غير از موصوف است و بالعكس مراد امام صلوات اللّه عليه آنست كه صفات خدا عين ذات خداست ، اللّه و علم مطلق ، و اللّه و قدرت مطلق يكى است . اين سخن همان مسئلهء توحيد صفات است ، به عبارت ديگر توحيد صفات به معنى نفى هر گونه كثرت و تركيب از خود ذات است ، ذات خداوند در عين اينكه باوصاف كماليهء جمال و جلال متصّف است داراى جنبههاى مختلف عينى نيست ذات خدا با هر يك از صفاتش متحد و عين هم است ، و هر يك از صفات با صفت ديگر عينيت دارد ، صفات افعال در واقع به صفات ذات برميگردد ، و صفات ذات نيز ، عين ذات است ، توحيد صفات از اصول معارف اسلامى و از عاليترين و پر ارجترين انديشه بشرى است كه صفات حق تعالى محال است با ذات غيريّت داشته باشد و گرنه ، لازمهاش محدوديّت ذات و آن در ذات نامتناهى محال است . اين كلام اولين بار از زبان حضرت ولى ذو الجلال به گوش ها رسيده است بايد دانست منظور امام عليه السلام آن نيست كه خدا اصلا صفت ندارد بلكه منظور نفى صفتى است كه زائد بر ذات باشد و گرنه در اول خطبه در اثبات صفات فرموده : « الذى ليس لصفته حدّ محدود » . ناگفته نماند : در قرآن مجيد كلمهء « صفت - صفات » در رابطه با خدا نيامده ، بلكه فقط « اسماء » به كار رفته است ( وَ للِهِّ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فاَدعْوُهُ بِها ) اعراف : 18 ، ( قُلِ ادْعُوا اللّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فلَهَُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى ) اسراء : 110 ، بگوئيد : اللّه يا بگوئيد : رحمن ، رحيم ، عليم ، قدير ، وهاب و امثال آن . يعنى : ميان اللّه و اين اسماء عينيّت هست و غيرّيت نيست ، اللّه بگوئى يا رحمان با همه يك ذات واحد و بسيط را خواندهاى ، راه قرآن كاملا طبيعى تر است ، ابهامى كه در لفظ « صفت » است در « اسم » مطلقا وجود ندارد .