سيد علي اكبر قرشي
59
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
الق : درخشيدن « الق البرق القا و ائتلاقا : لمع و اضاء » آنحضرت در رابطه به خفّاش فرموده : « و اكنّها فى مكامنها عن الذهاب فى بلج ائتلاقها » خ 155 ، 217 يعنى نور آفتاب خفّاشها را در مخفيگاهها مستور كرده از راه رفتن و پرواز كردن در روشنائى درخشيدن آفتاب « بلج » ( بر وزن صرد ) به معنى نور و آشكار شدن آنست و در رابطه با طاووس فرموده : « فهو ببياضه فى سواد ما هنالك يأتلق » خ 165 ، 238 : آن به سبب سفيديش در كنار سياهيى كه دارد مى درخشد ، از اين ماده فقط دو لفظ فوق در « نهج » آمده است . ال : ( بر وزن ظلّ ) قرابت و خويشى چنان كه در كلام اللّه آمده : ( لا يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلًّا وَ لا ذِمَّةً ) توبه : 10 ، اين كلمه فقط يك بار در « نهج » آمده آنجا كه دربارهء عمرو بن عاص فرموده : « انهّ ليقول فيكذب و يعد فيخلف و يسأل فيبخل و يسئل فيلحف و يخون العهد و يقطع الالّ » 84 ، 115 يعنى : او حرف مى زند دروغ مى گويد : وعده مىدهد خلف مىكند ، از او چيزى خواسته مىشود بخل مى ورزد سئوال مىكند و اصرار مى نمايد به عهد خيانت مىكند و قرابت و خويشى را قطع مى نمايد و ناديده مى گيرد لعنه اللّه تعالى الم : درد . راغب درد شديد گفته است : « أغض على القذى و الألم ترض ابدا » حكمت 213 چشم بخوابان بر تراشهء چشم و بر درد ، تا پيوسته راضى باشى چون در دنيا ، انسان از گرفتاريها و بلاها خالى نخواهد ماند ، قبول كردن آنها و اينكه به خود بگوئيم : زندگى اينطور است ناراحت مباش ، انسان را راحت و صبور مىكند ، و اگر در مقابل آنها صبور نباشيم جز زحمت و خشمگين شدن و خرد كردن اعصاب و احيانا انتحار راهى نخواهيم داشت ، امام صلوات اللّه عليه بزرگترين راهحلّ مصائب را در جلو ما گذاشته است « اليم » دردناك ، آن را به معنى فاعل « مؤلمه » گرفتهاند ولى ظاهرا صفت مشبههّ است و دلالت بر دوام دارد و شايد صبغهء مبالغه باشد ، جمع الم ، آلام آيد چنان كه فرموده : « و بات ساهرا فى غمرات الآلام » خ 83 ، 113 ، شب را در سختيهاى آلام بيخواب بروز آورد . اسم تفضيل آن « آلم » آيد : « و صبرت من كظم الغيظ على امرّ من العلقم و آلم للقلب