سيد علي اكبر قرشي

56

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

الحدّ الشديد فقطع يده » حكمت 271 يعنى اما غلام بيت المال حدّى ندارد مال خدا بعضى از مال خدا را خورده است ولى ديگرى حدّ شديد دارد ( كه مال عموم را دزديده است ) لذا دست او را بريد . معاويه به امام عليه السلام نوشت : شام را به من بده جنگ تمام شود ، جنگ ، عرب را خورد و از آنها چيزى نماند ، امام در جواب نوشت : « و اما طلبك الىّ الشّام فانى لم اكن لاعطيك اليوم ما منعتك امس و اما قولك ان الحرب قد اكلت العرب . . . الا و من اكله الحق فالى الجنة و من اكله الباطل فالى النار » نامهء 17 ، 374 ، امّا اينكه از من شام را خواسته‌اى ، آنچه را كه ديروز نداده‌ام و تو را در امارت باقى نگذاشته‌ام ، امروز به تو نمى دهم ، امّا اينكه ميگوئى جنگ عرب را خورد . . . بدان هر كس حق او را خورده به بهشت رفته و هر كس باطل او را خورده به طرف آتش رفته است . و دربارهء اقوام گذشته فرموده است : « سلكوا فى بطون البرزخ سبيلا سلطّت الارض عليهم فيه فأكلت من لحومهم و شربت من دمائهم فاصبحوا فى فجوات قبورهم جمادا . . . » 221 ، 339 ، داخل شدند در شكمهاى قبر به راه بخصوصى كه زمين بر آنها مسلّط گرديد گوشتهايشان را خورد و خونهايشان را نوشيد و آنها در لحدهاى قبور به صورت جماد در آمدند . و نيز فرموده : « و لا تحاسدوا فان الحسد يأكل الايمان كما تأكل النار الحطب » خ 86 ، 118 « اكلة » : يك بار خوردن تا سير شدن « كم من أكلة منعت اكلات » حكمت : 171 « مأكل » : خورده شده : « و سينتقم اللّه ممنّ ظلم مأكلا بمأكل و مشربا بمشرب » خ 158 ، 223 خدا حتما انتقام مى گيرد از ظالم ، خورده شده را در برابر خورده شده و نوشيده را در برابر نوشيده . « اكال » صيغه مبالغه است چنان كه در خ 111 و آن در خ 108 ، 157 « اكال » بر وزن طلّاب است . اكم : اكمه : تلّ . امام صلوات اللّه عليه در رابطه با بدبختى بنى اميه فرموده : « ان اللّه تعالى سيجمعهم لشرّ يوم . . . ثم يفتح لهم ابوابا يسيلون من مستثارهم كسيل الجنتين حيث لم تسلم عليه قارة و لم تثبت عليه اكمة و لم يرد سننه رصّ طود » خ 166 ، 241 ، يعنى :