سيد علي اكبر قرشي

568

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

« ايها المخلوق السوىّ » خ 163 ، اى انسان مستوى الخلقه . سيح : ( بر وزن ميل ) جريان : « ساح الماء سيحا : جرى على وجه الارض » « ساح الرجل » يعنى مرد در روى زمين سياحت كرد و رفت . از اين ماده فقط يك مورد در « نهج » آمده است ، دربارهء زمانهاى فتنه فرموده است : « و ذلك زمان لا ينجو فيه الّا كلّ مؤمن نومة . . . اولئك مصابيح الهدى . . . ليسوا بالمساييح و لا المذاييع البذر » خ 103 ، 149 « نومة » آنكه بيشتر مى خوابد منظور كسانى است كه در كارهاى اشرار حاضر نمى شوند « مساييح » جمع مسياح و آن كسى است كه براى فساد و نمامى رفت و آمد مىكند . « مذاييع » جمع مذياع به معنى شايع كنندهء بديهاست . « بذر » جمع بذور ( بر وزن فعول ) يعنى بسيار احمق و بى منطق . عبارات بسيار عجيبى است كه امام ع بر زبان رانده است . سيخ : رسوخ : « ساخ الشى ء : رسخ » سه مورد از اين ماده در « نهج » آمده است دربارهء دين اسلام فرموده : « اساخ فى الحق اسناخها » كه در « سنخ » گذشت . دربارهء خلقت زمين فرموده : « و اساخ قواعدها فى متون اقطارها . . . فسكنت . . . من ان تميد باهلها او تسيخ بحملها » خ 211 ، 328 ريشه‌هاى كوهها را در درون اقطار زمين رسوخ داد و ثابت كرد ، پس زمين آرام گرفت از اينكه مردم را بالا و پائين ببرد ، يا محمولات خود را فرو ببرد . « تسيخ » در اينجا مانند « تسوخ » است در گذشته خوانديم كه سوخ به معنى فرو رفتن است ساخت قوائم الدابة سوخا : غاصت فى الارض » . سير : راه رفتن . سيرت : حالت و طريقه و وضع طبيعى « سائر » راهرو . موارد زيادى از اين ماده در « نهج » آمده است در وقت رفتن به بصره فرمود : « و لكم علينا العمل بكتاب الله و سيرة رسوله ص » خ 69 ، 244 براى شماست بر ما عمل به كتاب خدا و طريقهء رسولش . سيف : شمشير . سيوف و اسياف : شمشيرها ، آن در قرآن مجيد به كار رفته ولى در « نهج » به طور زياد آمده است « و من سلّ سيف البغى قتل به » حكمت 340 هر كه تيغ ظلم و تعدى را از غلاف بركشد عاقبت با آن كشته مىشود ، آنگاه كه مالك اشتر