سيد علي اكبر قرشي
559
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
استعارهء عجيب . « بيد » ( بر وزن ديد ) جمع بيداء و اخاديد : كانالها و نهرهاست . سهد : بر وزن شرف و سها - به ضم اوّل - بيدار ماندن سه مورد از اين مادهّ در « نهج » آمده است . در فراق حضرت فاطمه 4 خطاب به رسول الله فرموده : « امّا حزنى فسرمد و امّا ليلى فمسهّد الى ان يختار الله لى دارك التى انت بها مقيم » خ 202 ، 320 ، « تسهيد » بيدار گذاشتن است يعنى غصهّام دائمى است شبم بيدار مانده شده است تا وقتى كه خداوند براى من اختيار كند خانهاى را كه تو در آن قرار گرفتهاى . اين كلمه در « سعدان » نيز گذشت . و در وصف اهل جاهليت فرموده : « نومهم سهود و كحلهم دموع بارض عالمها ملجم و جاهلها مكرّم » خ 2 ، 47 ، خوابشان بيدارى و سرمهءشان اشكها بود در زمينى كه دانايش زبانبسته و نادانش محترم بود . سهر : ( بر وزن شرف ) بيدار ماندن در شب : « سهر الرجل سهرا : لم ينم ليلا » از اين مادهّ هفت مورد در « نهج » آمده است در وصف گذشتگان از صحابه فرموده : « مره العيون من البكاء خمض البطون من الصيام . ذبل الشفاه ، من الدعاء صفر الالوان من السهر » خ 121 ، 178 ، آزرده چشم بودند از كثرت گريه . لاغر شكمان از طعام ، پلك خشك شدگان از دعا ، و زرد چهرگان از بيدار ماندن بودند . « ساهر » بيدار مانده چنان كه در خ 93 آمده است . سهل : هموارى و آسانى و نرمى ، مثل زمين هموار و كار آسان و چيز نرم دوازده مورد از اين ماده در « نهج » آمده است ، دربارهء تقوى فرموده : « فمن اخذ بالتقوى عزبت عنه الشدائد بعد دنوّها . . . و اسهلت له الصعّاب بعد انصابها » خ 198 ، 313 ، هر كه تقوى را پيشه كند ، شدائد بعد از نزديك شدن از او دور مىشود و سختيها بعد از ناراحت كردنش بر او آسان مىشود ، « اسهل » در اينجا لازم آمده است . دربارهء كوهها فرموده : « فمضت رؤسها فى الهواء ورست اصولها فى الماء فانهد جبالها عن سهولها و اساخ قواعدها فى متون اقطارها » خ 211 ، 328 ، يعنى سرهاى كوهها در هوا بالا رفت و ريشههاى آنها در آب ثابت ماند و خداوند كوههاى زمين را از هموارهاى آن مرتفع نمود و پايههاى آنها را در متن اطراف زمين رسوخ داد . سهم : تير معروف . و تير قرعه و نيز به معنى حصهّ آيد ، سيزده مورد از اين ماده