سيد علي اكبر قرشي
551
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
الطاعة و سمح لى بالبيعة طائعا غيره مكره » خ 172 . « سمح لى » يعنى بيعت خويش را به من بخشيده بود « سمح » بر وزن شرف . بذل كننده و بخششگر در حكمت 33 فرموده : « كن سمحا و لا تكن مبذّرا » بذل كننده باش نه تلف كننده و اسرافكار . و در وصف آدم نادان فرموده : « ينافس فيما يفنى و يسامح فيما يبقى » حكمت 150 در آنچه فانى مىشود رقابت مىكند و در آنچه مى ماند سهل انگارى مى نمايد « سمح » اسم فاعل و « اسمح » اسم تفضيل آن است در خ 168 و حكمت 120 سمر : بر وزن عقل و سمور آنست كه انسان شب را نخوابد و مرتبا سخن گويد « سمر سمرا و سمورا : لم ينم و تحدّث ليلا » گويند : « لا افعله ما سمر السمير » يعنى اين كار را نمى كنم ما دامى كه مردم سخن مى گويند يغنى هيچ وقت نمى كنم . « سمر » بر وزن شرف شب و سياهى شب را گويند « سمير » به معنى دهر و روزگار است . از اين ماده سه مورد در « نهج » يافته است آنحضرت را در مساوى بودن عطاها ملامت كردند و خواستار تبعيض شدند فرمود : « اتا مرونّى ان اطلب النّصر بالجور فيمن وليّت عليه و الله ما اطور به ما سمر سمير و ما امّ نجم فى السماء نجما لو كان المال لى لسويّت بينهم فكيف و انّما المال مال الله » خ 126 ، 183 از من مى خواهيد كه يارى مردم را با ظلم بطلبم در آنان كه ولى امير آنها هستم ، به خدا قسم تا روزگار مى رود و تا ستارهاى در پى ستارهاى مى آيد به اين كار دست نمى زنم ، اگر مال از آن من بود باز مساوات مى كردم كجا مانده كه مال ، مال خداست . « سمراء » گندم گويا نسبت به رنگ آن سمراء گفته شده دربارهء كعبه فرموده : « و لو اراد سبحانه ان يضع بيته الحرام . . . بين برّة سمراء و روضة خضراء . . . لكان قد صغر قدر الجزاء » خ 192 ، 293 منظور از « برهّ » گندم و از سمراء بهترين آنست . اگر خدا مى خواست كعبه را ميان گندم خوب و باغ سبز قرار دهد ، اندازهء پاداش كوچك مى شد ، اين كلمه در خ 33 نيز در ضمن شعرى آمده است . سمط : ( بر وزن جسر ) : نخى كه قلاده چينند نظير نخ تسبيح در لغت آمده : « السمسط : خيط النظم مادام فيه الخرز » از اين كلمه فقط يك مورد در « نهج » آمده كه