سيد علي اكبر قرشي

540

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

مساقط است در خ 170 ، 178 سقف : سقف اطاق و غيره معروف است ، به آسمان نيز سقف گفته شده كه بالاى زمين است و آن پنج بار در « نهج » ديده مىشود ، در وقت شروع جنگ صفين فرمود : « اللهم ربّ السقف المرفوع و الجوّ المكفوف . . . ان اظهرتنا على عدونا فجنبّنا البغى » خ 171 ، 245 ، خدايا اى پروردگار آسمان بر افراشته و جوّ نگاه داشته شده اگر ما را بر دشمن پيروز كردى از تجاوز كنارمان كن و آن در خ 1 نيز سه بار آمده است . سقيفه : محلى بود در كنار مسجد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و در آن فقراء نگهدارى مى شدند سقف آن از چوب و حصير و امثال آن بود و به علت مسقّف بودن به آن سقيفه مى گفتند : توطئهء خلافت توسط اقليت محدودى در آن به وجود آمد و ابو بكر را به خلافت بر داشتند و آن فقط يك بار در « نهج » آمده است . آنحضرت در نامهء 28 ، 387 به معاويه مى نويسد : « فنحن مرّة اولى بالقرابة و تارة أولى بالطاعة و لما احتّج المهاجرون على الانصار يوم السّقيفة برسول اللّه ( صلى اللّه عليه و آله ) فلجوا عليهم فان يكن الفلج به فالحق لنا دونكم و ان يكن بغيره فالانصار على دعواهم » . يعنى ما يك دفعه به علت قرابت رسول خدا ( ص ) به خلافت سزاواريم ، دفعهء ديگر به علّت اطاعت از آن حضرت و چون مهاجران روز سقيفه بر انصار دليل آوردند و گفتند ما از قوم پيامبريم و پيروز شدند ، اگر پيروزى با قرابت باشد حق مال ماست نه مهاجران و اگر با قرابت نباشد ، انصار در ادعاى خويش حقّند كه گفتند : ما را نيز در خلافت بهره‌اى هست . سقم : ( بر وزن شرف و قفل ) مرض بدن . به مرض قلب هم گفته مىشود ، مكان مخوف را مكان سقيم گويند ، كلام سقيم ، سقيم الصدر نيز آمده است ، بيست مورد از اين ماده در « نهج » آمده است ، در حكمت 426 فرمايد : « لا ينبغى للعبدان يثق بخصلتين العافية و الغنى ، بينا تراه معافى اذ سقم و بينا تراه غنيّا اذ افتقر » . جمع آن اسقام آيد ، دربارهء تقوى فرموده : « و اشعروها قلوبكم و ارحضوا بها ذنوبكم و داووا بها الاسقام و بادروا بها الحمام » خ 191 ، 284 تقوى را به قلب خود