سيد علي اكبر قرشي
533
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
كردند و آن حضرت در جواب آن شخص فرمود : « انّ سعيدا و عبد اللّه بن عمر لم ينصرا الحقّ و لم يخذلا الباطل » حكمت 262 كه در « حرث » به طور مشروح نقل گرديد . سعر : افروختن آتش و افروخته شدن « سعر النار و الحرب : او قدهما و اشعلهما » سعير : آتش افروخته و آن از نامهاى جهنّم است ، چهار محل از آن در « نهج » ديده مىشود ، در ملامت ياران فرموده : « لبئس لعمرو للهّ سعر نار الحرب انتم تكادون و لا تكيدون » خ 34 ، 78 صبحى صالح « سعر » را بر وزن قفل جمع ساعر به معنى آتش افروز دانسته ، يعنى به خدا قسم بد آتش افروز جنگ هستيد كه حيله كرده مىشويد و حيله نمى كنيد . در وصف آتش جهنّم فرموده : « ساطع لهبها ، متغيّظ زفيرها متأّجج سعيرها ، بعيد خمودها » خ 190 ، 282 ، شعلهاش گسترده ، صدايش پر هيجان ، آتشش افروخته ، خاموش شدنش بعيد است . سعر : به كسر اول قيمت ، جمع آن اسعار است كه دو بار در كلام حضرت آمده است . در دعاى استسقاء فرموده : « اللّهم . . . اسقنا سقيا نافعة . . . بها . . . ترخص الاسعار انّك على ما تشاء قدير » خ 143 ، 200 خدايا بارانى ده ما را باران دادنى كه با آن قيمتها را پائين آورى . و به مالك اشتر مى نويسد : « و ليكن البيع بيعا سمحا بموازين عدل و اسعار لا تجحف » نامهء 53 ، 438 ، خريد و فروش ، خريد و فروش سود ده با موازين عدل و قيمتهاى بدون اجحاف باشد . سعف : بر آوردن حاجت : « سعفه بحاجته سعفا : قضاها له » و آن فقط يك بار در « نهج » ديده مىشود ، در حكمت 131 در جواب كسى كه دنيا را مذمّت مى كرد فرموده : « و لا يجدى عليهم بكائك لم ينفع احدهم اشفاقك و لم تسعف فيه بطلبتك » به پدران گذشتهات گريه تو فائدهاى نداد و با مطلوبت حاجت داده نشدى « طلبه » به فتح اول و كسر دوم به معنى مطلوب است . سعى : تلاش . تند رفتن . راغب در مفردات گويد : سعى تند رفتن است و استعاره به جدّيت در كار اطلاق مىشود ، خير باشد يا شرّ ، آن پانزده بار در كلام