سيد علي اكبر قرشي

481

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

مواردى در « نهج » يافته است دربارهء بيعت خويش فرموده : فما راعنى الّا و الناس كعرف الضبع الّى ينثالون علّى من كلّ جانب حتى لقد وطى ء الحسنان و شّق عطفاى » خ 3 ، 49 كه يعنى مرا مضطرب نكرد مگر آنكه ديدم مردم مانند موهاى يال گفتار به طرف من آمدند ، از هر طرف بر من ازدحام مى كردند ، تا جائى كه حسنين - ( عليهما السلام ) زير پا ماندند و دو طرف عباى من پاره شد و در رابطه با همكارى خود با ابو بكر فرموده : « فما راعنى الّا انثيال الناس على فلان يبايعونه فامسكت يعدى . . . » نامهء 62 ، 451 ، مرا به وحشت نيانداخت مگر آنكه ديدم مردم بر ابو بكر ازدحام كرده بيعت مى كنند من دست نگاه داشتم تا ديدم كه مردم از حق بر مى گردند و به محو دبن محمد صلى الله عليه و آله دعوت مى كنند ، ديدم اگر دين را يارى نكنم بدتر از فوت ولايتم خواهد شد . « رائعه » : آنچه خوبى و زيبائى اش انسان را به تعجّب وا دارد ، « و الروائع الخضرة » نامهء 45 ، 418 : باغات خوش منظر . روع : به ضمّ اول قلب . « الروع بالضم : القلب و قيل موضع الفزع منه ، و الذهن و العقل » و آن ظاهرا فقط يك بار در « نهج » آمده است در رابطه با غصب خلافت خويش فرموده : « فو الله ما كان يلقى فى روعى و لا يخطر ببالى انّ العرب تزعج هذا الامر من بعده ( ص ) عن اهل بيته و لا انّهم منحوّه عنّى من بعده » نامهء 62 ، 451 ، به خدا قسم به عقلم نمى رسيد كه عرب امر خلافت را از اهل بيت آن حضرت منحرف كند و نه اينكه آنها خلافت را از من كنار خواهند كرد . روغ : ميل و انحراف . « راغ الثعلب روغا عن الطريق حادّ عنه » و نيز آمده : « طريق رائغ : اى مايل » از اين لفظ دو مورد در « نهج » آمده است به معاويه مى نويسد : « و انّك لذهّاب فى التيه ، روّاع عن القصد » نامهء 28 ، 386 ، تو بسيار رونده‌اى در وادى ضلالت و بسيار منحرفى از حدّ اعتدال . به يارانش فرموده : « طعّانين ، عيّابين حيّادين روّاغين انهّ لا غناء فى كثرتكم مع قلة اجتماع قلوبكم » خ 119 ، 176 بسيار بسيار طعنه زنيد ، عيبجوئيد ، كنار شونده‌ايد ، منحرفانيد . « رواّعين » با « عين » نيز نقل شده است . روق : معانى زيادى دارد ، از جمله صاف شدن ، گويند : « راق الشراب روقا :