سيد علي اكبر قرشي
472
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
« رميّة » : صيد ( تير انداخته شده ) به معاويه مى نويسد : « و لو لا ما نهى الله عنه من تزكية المرء نفسه لذكر ذاكر فضائل جمّة . . . فدع عنك من مالت به الرّمية » نامه 28 ، 386 ، اگر خدا از ستودن آدمى نفس خود را نهى نكرده بود گويندهاى فضائل زيادى نقل مى كرد ( منظور خود حضرت است ) بگذار از خود كسى را كه شكار او را منحرف كرده است مثلى است نسبت به كسى كه مقصدش از دست رفته و در طلبش وامانده است . « مرمى » - به كسر اول - آنچه انداخته مىشود ( تير ) جمع آن مرامى آيد دربارهء خوارج فرموده : « ثم انتم شرار الناس و من رمى به الشيطان مراميه و ضرب به تيهه » خ 127 ، 148 بعد شما بدكاران مردم هستيد و كسى هستيد كه شيطان تيرهاى خود را به طرف او انداخته و او را در وادى ضلالت خود قرار داده است . « رمى » تكههاى ابر و ابرى را گويند كه داراى دانههاى درشت باران است جمع آن « ارميه » است ، آنحضرت در مذمت ياران خود فرمود : « اما و الله لوددت انّ لى بكم الف فارس من بنى فراس بن غنم » هنالك لو دعوت اتاك منهم * فوارس مثل ارمية الحميم « ارمية الحميم » يعنى ابرهاى هواى گرم ، كه آنها به شدت و به سرعت باران درشت مى ريزند ، يعنى به خدا دوست دارم ايكاش به جاى شما هزار سوار از قبيلهء بنى فراس داشتم ، كه اگر آنها را دعوت به جنگ كنى سوارانى مانند بارانهاى تابستانى به طرف تو مى آيند ، فدايت شوم اى مولا چه خوب خودت را با اين سخنان معرفى كردهاى رنق : بر وزن عقل و رنوق : تيره و كدر شدن « رنق الماء : كدر » « رنق » بر وزن عقل و شرف و نيز - به فتح اول و كسر دوم - كدر و تيره . از اين ماده سه مورد در « نهج » آمده است دربارهء دنيا فرموده : « سلطانها دول و عيشها رنق » خ 111 ، 165 حكومتش دست به دست و متحول و عيش آن تيره و كدر است . و در تعريف شهادت در راه خدا فرموده : « ما ضرّ اخواننا الذين سفكت دمائهم و هم بصفّين الّا يكونوا اليوم احياء يسغون الغصص و يشربون الرنق قدو الله لقوا الله فوّآهم اجورهم » خ 182 ، 264 ، چه ضرر كرد بر براران ما كه در صفين خونشان در راه