سيد علي اكبر قرشي
469
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
الفاظم را ، و شهوتهاى قلبم را و لغزشهاى زبانم را . شهوت قلب اميال آنست به اشياء فاقد فضيلت . رمس : ( بر وزن عقل ) دفن كردن و پوشانيدن : « رمسه رمسا : دفنه و غطاّه » و نيز رمس قبرى را گويند كه با زمين برابر باشد ، جمع آن ارماس است كه يك بار در « نهج » آمده است ، در رابطه با قيامت فرموده : « و كفى بذلك واعظا لمن عقل و معتبرا لمن جهل و قبل بلوغ الغاية ما تعلمون من ضيق الارماس و شدّة الابلاس » خ 190 ، 281 قيامت بس است در موعظه به كسى كه تعقل كند ، و از لحاظ عبرت به آنكه جاهل است و قبل از قيامت مى دانيد تنگى قبرها و شدت اندوه و يأس را ( يعنى در برزخ ) رمض : ( بر وزن شرف ) شدت حرارت « رمضاء » شدت حرارت و زمين داغ شده از حرارت خورشيد ، از اين ماده دو مورد در « نهج » يافته است در مقام موعظه فرموده است : « ا فرأيتم جزع احدكم من الشوكة تصيبه و العثرة تدميه و الرمضآء تحرقه فكيف اذا كان بين طابقين من نار ضجيع حجر و قرين شيطان » خ 183 ، 267 آيا ديدهايد نالهء كسى را از خارى كه در پايش مى خلد ، يا از افتادنى كه او را زخمى و خونى مىكند و يا از زمين داغى كه او را مى سوزاند ، چطور است كه انسان ميان دو آجر بزرگى از آتش باشد همخوابهء سنگ و رفيق شيطان . همخوابهء سنگ اشاره است به آيهء « وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ » و قرين شيطان به آيهء « نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ » است . و دربارهء اثرات اعمال فرموده : « و صوم رمضان فانهّ جنّة من العقاب و حجّ البيت و اعتماره فانّهما ينفيان الفقر . . . » خ 110 ، 163 . رمق : ( بر وزن عقل ) نگاه خفيف . و بقيهّء عمر ، جمع آن ارماق است و دو بار در « نهج » ديده مىشود . چنان كه فرمود : « يا نوف اراقد انت ام رامق فقلت : بل رامق » حكمت 104 كه در « رقد » گذشت و دربارهء شكست دشمن خويش به برادرش عقيل نوشته : « فما كان الّا كموقف ساعة حتى نجاجريضا بعد ما اخذ بالمخنّق و لم يبق منه غير الرمق » نامهء 36 ، 409 كه در « خنق » گذشت ، نبود مگر مانند توقف ساعتى كه اندوهگين برگشت ، پس از آنكه از حلقش گرفته شد و جز يقيهّء نفسش نماند .