سيد علي اكبر قرشي

465

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

« ركاب » شتر . مفرد آن راحله است به اهل بصره نوشت : « فها اناذا قد قربّت جيادى و رحلّت ركابى » نامهء 29 كه در « رحل » گذشت و نيز فرموده : « و لا تسئلونى عن . . . فئة تهدى مأة و تضلّ مائة الّا انبأتكم بناعقها و قائدها و سائقها و مناخ ركابها و محطّ رحالها » خ 93 ، 137 كه در « رحل » يا « حطط » گذشت . « ركبان » بر وزن غفران ، جمع راكب است دربارهء بعضى فتنه‌ها فرموده : « يضيع فى غبارها الوحدان و يهلك فى طريقها الركبان » خ 151 ، 211 « وحدان » جمع واحد است يعنى در غبار آن تنها رونده‌ها ضايع مى شوند و در راهش سوارها هلاك مى گردند . ركد : ركود : ايستادن : « ركد الماء ركودا : سكن و ثبت » راكد : هر شى ء ثابت و ايستاده ، پنج مورد از اين كلمه در « نهج » آمده است ، دربارهء دنيا فرموده : « لا يدوم رخائها و لا ينقضى عنائها و لا يركد بلاءها » خ 230 ، 352 ، آسودگى آن دائمى نيست زحمتش تمام نمى شود ، گرفتاريش ساكن نمى شود ( نمى ايستد كه تمام شود ) . و دربارهء زمين فرموده : « فجعلها لخلقه مهادا . . . فوق بحر لجّى راكد لا يجرى » خ 211 ، 329 زمين را براى خلقش آماده ساخت بالاى درياى ژرفى ايستاده كه جارى نمى شود ، منظور مركز مذاب زمين است « حتى جنحت الحرب و ركدت . . . » نامهء 58 ، 448 در « جنح » گذشت . ركز : ثابت كردن : « ارتكز الشى ء : ثبت فى محلهّ » از اين ماده فقط يك مورد در « نهج » ديده مىشود . دربارهء خودش فرموده : « الم اعمل فيكم بالثقل الاكبر و اترك فيكم الثقل الاصغر ، قد ركزت فيكم راية الايمان و وقفتكم على حدود الحلال و الحرام » خ 87 ، 120 ، آيا در ميان شما به شى ء نفيس بزرگ ( قرآن ) عمل نكردم و آيا شى ء نفيس كوچك ( اهل بيت خويش ) را در ميان شما نگذاشتم پرچم ايمان را در ميان شما به زمين زدم ، به حدود حلال و حرام واقفتان كردم . ركس : ( بر وزن عقل ) سرنگون كردن ، وارونه كردن : « ركس الشى ء ركسا : رده مقلوبا و قلب اولّه على آخره » از اين لفظ سه مورد در « نهج » آمده است . آن حضرت چون شنيد عده‌اى از اهل كوفه به طرف خوارج رفته‌اند فرمود : « فحسبهم بخروجهم من الهدى و ارتكاسهم فى الضلال و العمى و صدّهم عن الحق و جماحهم فى التيه »