سيد علي اكبر قرشي
448
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
برخاسته از همان است ، رسول گاهى به معنى پيام است مثل قول شاعر : « الا ابلغ ابا حفض رسولا » و گاهى به معنى شخص پيام آور « رسالت » : به معنى پيام است . « مرسل » فرستاده شده . اين كلمه با معنى رها شدن به سر خود واگذار شدن نيز مى سازد آن در « نهج » به معنى پيامبر و غير آن آمده است مثل : « و اعلموا عباد الله انهّ لم يخلقكم عبثا و لم يرسلكم هملا » خ 195 ، 309 بدانيد خدا شما را عبث نيافريده و به سر خود رها نكرده است و در جواب آن مرد از « بنى اسد » كه پرسيد با آنكه شما احقّ بوديد چرا اين مقام را از شما گرفتند فرمود : « يا اخا بنى اسد انك لقلق الوضين ترسل فى غير سدد . . . و قد استعلمت فاعلم » خ 162 ، 231 « ترسل فى غير » يعنى زبانت را رها مى كنى و به كار مى اندازى بدون درستى . مشروح اين كلام در « اسد » گذشت . در حكمت 301 فرموده : « رسولك ترجمان عقلك و كتابك ابلغ ما ينطق عنك » فرستادهء تو تفسير كنندهء عقل و خرد توست ، و نامهات فصيحترين چيز است كه از جانب تو سخن مى گويد . در وقت دفن فاطمهء زهرا عليها سلام كه دلش پر از درد شد چنين فرمود : « السلام عليك يا رسول الله عنّى و عن ابنتك النازلة فى جوارك و السريعة اللحقاق بك قلّ يا رسول الله عن صفّيتك صبرى » خ 202 ، 319 رسم : ( بر وزن عقل ) اثر . نشانه . شكل . خط . صورت چيزى « الرسم : ما كان لاحقا بالارض من آثار الدار » جمع آن « ارسم » و رسوم است اين كلمه فقط دو بار در « نهج » آمده است : « يأتى على الناس زمان لا يبقى فيهم من القرآن الّا رسمه و من الاسلام الّا اسمه » حكمت 369 ، منظور از « رسم » ظاهرا خط و صورت ظاهرى است ، ظاهرا منظور زمان بنى اميه و بنى عباس است و به گناهكاران فرموده : « ما تتعلّقون من الاسلام الّا باسمه و لا تعرقون من الايمان الّا رسمه » خ 192 ، 229 رسو : ثبوت و رسوخ . « رسا الشى ء يرسو : ثبت » ارساء : ثابت و محكم كردن از اين ماده 9 مورد در « نهج » يافته است . دربارهء كوهها فرموده : « فمضت رؤسها فى الهواء ورست اصولها فى الماء » خ 211 ، 328 يعنى سرهاى كوهها در هوا بالا رفت و