سيد علي اكبر قرشي
444
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
آمده است « الشّيطان الرّدهة » به معنى شيطان گودال همان « ذو الثّدية » از سران خوارج است كه در نهروان كشته شد و در گودالى افتاد ، امام عليه السلام فرموده : من به قتال اهل ظلم و بيعت شكن و اهل فساد مأمور شده بودم ، با بيعت شكنان ( اهل بصره ) جنگيدم و با قاسطون اهل بغى ( اهل شام ) پيكار كردم و از دين خارج شدگان را ذليل كردم : « و امّا شيطان الردهة فقد كفيته بصعقة سمعت لها وجبة قلبه و رجّة صدره » خ 192 ، 300 و اما شيطان گودال من از او كفايت شدم با غشوهايكه از آن خفقان قلبش و ارتعاش سينهاش شنيده شد . حرقوص بن زهير ملقّب به « ذو الثديه » همانستكه هنگام تقسيم غنائم به رسول خدا صلى الله عليه و آله گفت : چرا با عدالت رفتار نمى كنى حضرت فرمود : واى بر تو اگر من عدالت نكنم چه كسى با عدالت رفتار خواهد كرد آنگاه حضرت فرمود : در آينده توسط اين شخص عدهّاى از امّت من از دين بيرون روند چنان كه تير از كمان بيرون رود و حضرت او را « شيطان الردهه » لقب داد . امير المؤمنين عليه السلام در « جمل » به ياران خود فرمود : در ميان كشته شدگان مردى را پيدا كنيد كه يك دستش مانند سينهء زنان يك پارچه گوشت است اگر به كشى مانند دست دراز مىشود و اگر رها كنى مانند پستان زن در دوش او جمع مىشود ، ياران حضرت ميان گشتگان گشتند چنان جنازهاى نيافتند ، حضرت فرمود : آن را پيدا كنيد ، به خدا نه دروغ مى گويم و نه دروغ خبرم دادهاند ، يارانش بالاخره در گودالى در ميان آب چنان جنازهاى يافتند ، حضرت با ديدن آن به سجده افتاد و يارانش همه تكبير گفتند ، و با اين جريان خبر رسول خدا صلى الله عليه و آله به وقوع پيوست كه فرمود : عدهاى از امّت من توسط او از دين بيرون مى روند و معلوم شد ، خوارج بيرون رفته از دين و واجب القتل بودهاند . ابن ابى الحديد از بعضى نقل كرده كه « ذو الثديه » روز نهروان با شمشير كشته نشد ، بلكه او را صاعقه زد ، مراد امام از كلمه « صعقه » همان است ( و الله العالم ) ردى : هلاكت . تردّى : قرار گرفتن در معرض هلاكت از اين لفظ يازده مورد در