سيد علي اكبر قرشي
440
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
شدن پالانهاى شتران . رحم : رحمت : مهربانى . راغب گويد : رحمت : مهربانى و رقّتى است كه مقتضى احسان است نسبت به شخص مرحوم . گاهى فقط در مهربانى و گاهى در احسان به كار مى رود ، از اين كلمه موارد زيادى در « نهج » ديده مىشود . « ترّحم » : گفتن اينكه خدا او را رحمت كند . استرحام : طلب رحمت و رأفت است « رحيم » صفت مشبهه است دلالت بر دوام دارد ، رحمن ، صيغهء مبالغه است و دلالت بر شمول دارد . رحم : ( به فتح اوّل و كسر دوّم ) رحم مادر كه جنين در آن رشد مىكند . جمع آن ارحام است ، اقوامى را كه بالاخره به يك پدر و مادر مى رسد ارحام گويند . به علت رحم مادر ، چنان كه فرموده : « فرض الله . . . صلة الرحم منماة للعدد » حكمت 252 ، خداوند صلهء رحم را براى زيارت اهل و اقوام قرار داده است . به آن شخص كه گفت : يا امير المؤمنين اى كاش برادرم در بصره حاضر بود و پيروزى تو را با چشم مى ديد ، فرمود : آيا ميل برادرت با ماست گفت : آرى : فرمود : پس در قشون من حاضر است ، بعد فرمود : در اين قشون من حاضر است اقوامى كه اكنون در اصلاب پدران و ارحام مادران هستند ، كه زمان در آينده آنها را مى آورد و ايمان با آنها تقويت مىشود « . . . و لقد شهدنا فى عسكرنا هذا اقوام فى اصلاب الرجال و ارحام النساء سيرعف بهم الزمان و يقوى بهم الايمان » خ 12 ، 55 رحا : آسياب . و آن شش بار در « نهج » آمده است ، در خطبهء شقشقيهّ خ 2 ، 48 فرموده : اما و الله لقد تقمّصها فلان و انهّ ليعلم انّ محلّى منها محلّ القطب من الرّحى » به خدا قسم ابوبكر پيراهن خلافت را به تن كرد ، با آنكه مى دانست موقعيت من نسبت به خلافت مانند موقعيت محور و ميلهء آسياب است نسبت به آسياب . دربارهء بعثت فرموده : « حتى اراهم منجاتهم و بوأّهم محلّتهم فاستدارت رحاهم و استقامت قناتهم » خ 104 ، 150 تا اينكه آن حضرت محل نجاتشان را نشان داد ، و ديارشان را آماده كرد ، آسياب زندگيشان به گردش افتاد و نيزههايشان راست گرديد ( كنايه از صلاح حال است )