سيد علي اكبر قرشي

436

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

حتّى ينجلى لكم عمود الحق » خ 66 ، 97 ، او براى هجوم دستى جلو گذاشته ( در صورتى كه بترسيد ) و پائى براى هزيمت آماده كرده ( در صورتى كه شجاعت داشته باشيد ) او را قصد كنيد ، او را قصد كنيد تا عمود حق آشكار گردد ، واقعا تعبير عجيبى است سلام الله عليه . يك نفر يهودى به آنحضرت گفت : هنوز پيامبرتان را دفن نكرده بوديد كه در او اختلاف كرديد ، حضرت فرمود : « انّما اختلفنا عنه لا فيه و للنّكم ما جفّت ارجلكم من البحر حتّى قلتم لنبيّكم « اجعل لنا الها لهم الهة قال انكم قوم تجهلون » حكمت 317 رجل : ( بفتح اوّل و كسر دوم ) جمع راجل است به معنى پيادگان كه چند بار در « نهج » آمده است درباره شيطان فرمود : « فاحذروا عباد الله عدوّ الله ان يعديكم بدائه و ان يستفّزكم بندائه و ان يجلب عليكم بخيله و رجله . . . فانّ له من كلّ امّة جنودا و اعوانا و رجلا و فرسانا » خ 192 ، 287 و 289 ، بندگان خدا بترسيد از شيطان كه دشمن خداست . مبادا كه درد خود را بشما برساند ، و با ندايش شما را بر انگيزاند و با سواران و پيادگان خويش به شما حمله كند ، زيرا او را از هر امّتى لشكريان و يارانى است و پيادگان و سوارانى دارد . مرجل : بر وزن منبر ) ديك جمع آن مراجل است و آن سه بار در « نهج » آمده است ، دربارهء عايشه فرموده : « و اما فلانة فادركها رأى النساء و ضغن غلافى صدره كمرجل القين و لو دعيت لتنال من غيرى ما اتت الّى لم تفعل و لها بعد حرمتها الاولى و الحساب على الله » خ 156 ، 218 ، اما عائشه او را كم فكرى زنان گرفت و كينيه‌ايكه در سينه‌اش مانند ديك آهنگر نسبت به من مى جوشد ، اگر از او مى خواستند اين لشكركشى را دربارهء غير من انجام دهد نمى داد ، با وجود اين احترام اوّلى براى اوست ، حساب او كه اينهمه بى گناهان را به كشتن داد بر خداست ، آفرين به اين مروّت و جوانمردى عايشه در جواب اين كرامتها گفت : « ما ازددت يابن ابى طالب الّا كرما » . آنگاه كه از اهل كوفه خواست به ياريش به بصره آيند به آنها چنين نوشت « و اعلموا انّ دار الهجرة قد قلعت باهلها و قلعوا بها و جاشت جيش المرجل و قامت الفتنة