سيد علي اكبر قرشي

426

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

به آنكه بيت المال را دزديده و به مكهّ برده بود مى نويسد : « و اقسم باللهّ ربّ العالمين ما يسرّنى ان ما اخذته من اموالهم حلال لى اتركه ميراثا لمن بعدى » نامه 42 ، 414 به اللّه رب العالمين قسم آنچه از اموال مردم دزديده‌اى اگر مال حلال من بود ، شادم نمى كرد كه براى بعد از خود ارث بگذارم . جمع آن ارباب آيد : « و ايم اللّه لتجدنّ بنى اميّه لكم ارباب سوء بعدى » خ 93 ، 138 ، به خدا بعد از من بنى اميهّ را حاكمان بدى خواهيد يافت . « ربّانى » ربّان وصف است مثل عطشان و سكران به معنى مربّى . چنان كه فرموده : « الناس ثلاثة عالم ربّانى و متعّلم على سبيل نجاة و همج رعاع اتباع كلّ ناعق » حكمت 147 مردم سه گروه‌اند عالم تربيت كننده و متعلّم بر راه نجات و احمقانى كه از هر داعى باطل اطاعت كنند . ( 1 ) « ربيب » : تربيت شده . نادخترى را ربيبه گويند كه شوهر دوم زن او را تربيت مىكند دربارهء محمد بن ابى بكر آنگاه كه شهادت وى را شنيد فرمود : مى خواستم هاشم بن عتبه را حاكم مصر كنم ، اگر او را حاكم مى كردم ميدان را براى خصم خالى نمى كرد و به آنها فرصت نمى داد ، بى آنكه ملامتى براى محمد بن ابى بكر باشد او مورد محبّت من و تربيت شدهء من بود : « بلا ذمّ لمحمد بن ابى بكر و لقد كان الّى حبيبا و كان لى ربيبا » خ 68 ، 98 ربات : جمع ربهّ مؤنّث « ربّ » به معنى « بت » و صاحب آيد مثل « ربابة ربّة البيت » ربابه صاحب خانه است ، آنحضرت در ذم اصحاب خويش فرموده : « يا اشباه الرجال و لا رجال ، حلوم الاطفال و عقول ربّات الحجال » خ 27 ، 70 ، اى آنان كه شبيه مردانيد نه مردان و اى خيالهاى اطفال و اى خردهاى زنان حجله ، اى كاش شما را نمى ديدم و نمى شناختم . رباب : به فتح اول ابر سفيد : « الرّباب : السّحاب الابيض » و آن دو بار در « نهج » آمده است ، در دعاى باران فرموده : « و انزل علينا سماء مخضلة . . . لا قزع ربابها و لا شفّان ذهابها » خ 116 ، 172 يعنى : خدايا بر ما بارانى فرست خيس كننده ، بارانى كه

--> ( 1 ) . از « و متعلّم على سبيل نجاة » به نظر مى آيد كه ربّانى به معنى تربيت كننده باشد گر چه آن را عارف به خدا گفته‌اند .