سيد علي اكبر قرشي

414

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

« ذروه » : مكان مرتفع . بلندى . بالاى شى ء ، درباره جهاد فرموده : « انّ افضل ما توسّل به المتوسّلون الى الله سبحانه و تعالى الايمان به و برسوله و الجهاد فى سبيله فانه ذروة الاسلام » خ 110 ، 163 يعنى جهاد قلهّء اسلام است . ذعذع : پراكندن : « ذعذع المال و غيره : بددهّ و فرقهّ » از اين كلمه تنها يك مورد در « نهج » هست دربارهء آيندهء بنى اميه فرموده : « يذعذعهم الله فى بطون اوديته ثم يسلكم ينابيع فى الارض يأخذ بهم من قوم حقوق قوم » 166 ، 341 يعنى خداوند آنها را در متن دره‌هايش پراكنده مىكند ، سپس آنها را در گودالهائى در زمين داخل مىكند و با آن وضع آنها ، حق قومى را از قومى مى گيرد ، منظور پراكندن و ناپديد شدن آنهاست ، به غالب بن صعصعه پدر فرزاق فرمود : « ما فعلت ابلك الكثيرة قال : ذعذعتها الحقوق يا امير المؤمنين قال عليه السلام ذلك احمد سبلها » حكمت 446 . ذعن : ذعن و اذعان : طاعت و انقياد از اين كلمه دوازده مورد در « نهج » يافته است . « اشهد ان لا إله الّا اللّه شهادة ايمان و ايقان و اخلاص و اذعان » خ 195 ، 308 دربارهء آسمانها فرموده : « خلق السموات موطّدات بلا عمد قائمات بلا سند دعاهنّ فاجبن طائعات مذعنات » خ 260 ، 182 يعنى آسمانها را آفريد ثابتند بدون ستون و ايستاده‌اند بدون تكيه‌گاه ، آنها را خواند ، اجابت كردند در حالى كه مطيع بودند و منقاد . ذكر : ياد كردن خواه با زبان باشد و خواه با قلب و خواه بعد از نسيان باشد و يا با ادامهء يادآورى . راغب گويد : حفظ به اعتبار نگهداشتن و ذكر به اعتبار حاضر كردن در ذهن است ، گاهى به حضور شى ء در ذهن و گاهى به قول اطلاق مىشود . « تذّكر » يادآورى « ذكرة » نيز چنين است . از اين ماده موارد زيادى در « نهج » آمده است . « طوبى لمن ذكر المعاد و علم للحساب و قنع بالكفاف و رضى عن الله » حكمت 44 . « ذكر » بر وزن شرف : نر ، مقابل ماده ، جمع آن ذكور و ذكران است كه فقط يك بار در « نهج » آمده است دربارهء انسانها فرموده : « لانّ بعضهم يحبّ الذكور و يكره الاناث و بعضهم يحبّ تمثير المال و يكره انثلام الحال » حكمت 93 بعضى دوست مى دارد پسران و مكروه مى دارد دختران را و بعضى دوست مى دارد زياد كردن مال را و مكروه مى دارد نقص و بدى حال را .