سيد علي اكبر قرشي
404
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
دربارهء اعراض از جهاد فرموده است : « فمن تركه رغبة عندة اديل الحق منه » خ 27 ، 69 هر كه از روى اعراض جهاد را ترك كند حق و حكومت از او برگردانده مىشود ، و دربارهء پيشرفت معاويه فرموده : « و انّى و الله لاظن انّ هولاء سيد الون منكم باجتماعهم على باطلهم و تفرّقكم عن حقكم » خ 25 ، 67 ، به خدا قسم گمان من آنست كه ياران معاويه به زودى حكومت را از شما مى گيرند . به علت اجتماعشان بر باطل خود و به علت پراكندگى شما از امر حق خويش . « دولة » بفتح اوّل حكومتى كه گرفته شده و به دست آمده است درباره عمل به وظيفه از طرف والى و رعيّت فرموده : « فصلح بذلك الزمان و طمع فى بقاء الدولة و يئست مطامع الاعداء » خ 216 ، 333 جمع آن دول بر وزن عنب است چنان كه در اقرب الموارد گويد . « دولة » به ضم اوّل : آنچه دست به دست بر گردانده مىشود و آن در مال و نحو آن است و جمع آن دول بر وزن صرد و دولات آيد . چنان كه به ابن عباس مى نويسد : « و اعلم بانّ الدهر يومان يوم لك و يوم عليك و انّ الدنيا دار دول » حكمت 72 يعنى دنيا خانه چيزهائى است كه دست به دست گردانده شوند . در حكمت 339 فرموده : « صواب الرأى بالدول يقبل باقبالها و يذهب بذهابها » اين كلام اشاره به آنست كه قدرت و اقتدار رأى انسان را صائب مىكند ، با آمدن قدرت و امكانات ، راى صواب نيز در انسان پيدا مىشود و با رفتن آن مى رود . به اهل مصر دربارهء مالك اشتر مى نويسد : « و لكنّنى آسى ان يلى امر هذه الامّة سفائها و فجّارها فيتخّذوا مال الله دولا و عباده خولا و الصالحين حربا » نامهء 62 ، 452 ، يعنى من ناراحتم از اينكه سفيهان و فاجران اين امّت حكومت را در دست گيرند ، مال خدا را دست به دست خود كنند ( به ديگران چيزى ندهند ) بندگان خدا را بردهء خود گردانند نيكان را محارب و فاسقان را گروه خود بدانند . دوم : دوام : ثبوت و امتداد ، راغب در مفردات گويد : اصل دوام به معنى سكون و آرامى است گويند : « دام الشى و دام الماء » يعنى شى ء آرام شد و آب ايستاد ، از اين ماده بيست و چهار مورد در « نهج » آمده است ، دربارهء آدم جاهل فرموده :