سيد علي اكبر قرشي
397
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
دنيا : مؤنث ادنى است ، اگر آن از « دنى ء » و دنائت گرفته شود يعنى پستتر و اگر از دنوّ گرفته شود به معنى نزديكتر است و آن پيوسته وصف است و احتياج به موصوف دارد مثل حيات دنيا ، عذاب دنيا ، سعادت دنيا و غيره . زندگى دنيا را دنيا ميگوئيم كه نسبت به زندگى آخرت پستتر و ناچيز است و يا از اين جهت كه از آخرت به ما نزديكتر مى باشد ، جوهرى در صحاح گويد : زندگى دنيا به علت نزديك بودنش دنيا ناميده شده ، در نهايه گويد : دنيا اسم اين زندگى است كه آخرت از آن به ما دور است . لفظ دنيا دويست و بيست و نه ( 229 ) بار و كلمهء « دنياك » 9 بار و « دنياكم » 9 بار و « دنياه » ده بار و « دنياها » يك بار و « دنياهم » هفت بار در « نهج » آمده است . امام صلوات الله عليه دربارهء دنيا تمثيلها و تحذيرها و موعظههاى بى شمار دارد كه نقل آنها از حوصلهء اين كتاب خارج است چنان كه فرموده : « منهومان لا يشبعان طالب علم و طالب دنيا » حكمت 457 دو گرسنهاند كه سير نمى شوند يكى طالب علم و ديگرى طالب دنيا . و نيز فرموده : « مرارة الدنيا حلاوة الآخرة و حلاوة الدنيا مرارة الآخرة » حكمت 251 ، منظور از مرارت دنيا سختيهاى طاعات و از حلاوت دنيا لذّات حرام است و نيز فرمايد : « من اصبح على الدنيا حزينا فقد اصبح لقضاء الله ساخطا . . . » حكمت 228 . به احتمال نزديك به يقين دنيا را به علت نزديكتر بودن دنيا گفتهاند على هذا آخرت به ما نزديكست و دنيا نزديكتر و آن وصف حيات است يعنى الحياة الدنيا و الحياة العقبى . دهر : زمان . صحاح ا و قاموس آن را زمان گفتهاند ، ابن اثير و اقرب الموارد زمان طويل و طبرسى : گذشتن شب و روز ( زمان ) گفته است راغب در مفردات گويد : دهر در اصل نام مدت عالم از اول تا آخر است ، آنگاه به هر زمان طويل دهر گفتهاند . بر خلاف زمان كه بر قليل و كثير شامل است . اين لفظ به صورت مفرد بيست و هشت بار و به صورت « دهور » چهار بار در « نهج » آمده است : « الدهر يخلق الابدان و يجدّد الامال و يقرّب المنّية و يباعد الامنيّة من ظفر به نصب و من فاته تعب » حكمت 72 ، گذشت زمان بدنها را فرسوده مىكند ،