سيد علي اكبر قرشي
351
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
لهم الخطل » خ 7 ، 53 ، شيطان با چشم آنها نگاه كرده و با زبانشان سخن گفته پس آنها را به لغزش سوار كرده و كار اقبح را در نظرشان خوب جلوه داده است . و در رابطه با خودش فرموده : « و ما وجد لى كذبة بى قول و لا خطلة فى فعل » خ 192 ، 300 « خطلة » بر وزن غفلت مفرد خطل است يعنى رسول خدا صلى اللّه غليه و آله از من در سخنى دروغى و در كارى قبحى پيدا نكرد . خطم : خطام ( بر وزن كتاب ) كه در قرآن مجيد به كار نرفته ، چيزى است كه در بينى شتر گذاشته مىشود تا مطيع باشد : « ما يجعل فى انف البعير لينقاد » اين لفظ دو بار در يك قالب در نهج آمده است درباره عبرت گرفتن از گذشتگان فرموده است : « و لقد نزلت بكم البلية جائلا خطامها رخوا بطانها » خ 89 ، 122 ، بلا بر شما نازل شده در حالى كه خطامش در گردش و جولان ، و زير بند شكمش سست است « بطان » بطان طنابى است كه پالان شتر را با آن از زير شكمش مى بندند . و نيز در خ 105 ، 151 خطوه : به - ضمّ - اوّل فاصلهء ميان دو پا در راه رفتن . و - به فتح اوّل - يك گام . جمع آن در معنى اوّل خطوات - به ضّم اوّل و دوّم - و در دوّمى بر وزن صربات است . از اين ماده هفت مورد در « نهج » يافته است . آنحضرت شنيد كه برخى از اهل بصره باز به فكر شورش هستند بر آنها به نوشت از گناهكاران عفو كردم ، از فرار كنندگان شمشير را برداشتم ، از توبه كنندگان توبه را پذيرفتم ، اگر كارهاى مهلك و آراء سفيه و خطاى ظالمانه شما را به ترك طاعت من وادار كند اين منم كه اسبم را نزديك كرده و شترم را جهاز نهاده عازم بصرهام : « فان خطت بكم الامور المردية . . . الى منا بذتى و خلافى فها انا ذا قد قرّبت جيادى و رحلّت ركابى » نامه 29 ، 389 « خطت بكم » يعنى راه برد شما را و نيز فرموده : « و ليس للعاقل ان يكون شاخصا الّا فى ثلاث : مرمّة لمعاش او خطوة فى معاد او لذة فى غير محرّم » حكمت 390 و باز فرموده : « نفس المرء خطاه الى اجله » حكمت 74 ، نفسهاى شخص قدم برداشتنهاى اوست به سوى اجلش « خطا » - به ضم اوّل - جمع خطوه است در يكى از روزهاى صفين به ياران خود فرمود : « و