سيد علي اكبر قرشي

33

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

انفذ امره اختار آدم عليه السلام خيرة من خلقه و جعله اوّل جبلتّه و اسكنه جنتّه و ارغد فيها اكله و اوعز اليه فيما نهاه عنه ، و علمه انّ فى الاقدام عليه التّعرض لمعصيته و المخاطرة بمنزلته فاقدم على ما نهاه عنه - موافاة لسابق علمه - فاهبطه بعد التوبة ليعمر ارضه بنسله و ليقيم الحجة به على عباده و لم يخلهم بعد ان قبضه ممّا يوكّد عليهم حجة ربوبّيته و يصل بينهم و بين معرفته بل تعاهدهم بالحجج على السن الخيرة من انبيائه » خ 91 ، 133 يعنى : چون خدا زمين خود را براى خلقت بشر آماده كرد و فرمانش در اين رابطه جاى خود را گرفت آدم عليه السلام را از خلقش برگزيد و او را اولين آفريده كرد و در بهشتش جاى داد ، خوردنى اش را در آن ، فراوان نمود ، و در آنچه نهى كرده بود به او فهماند كه اگر اقدام به خوردن آن كند به معصيت دچار خواهد شد و مقامش به خطر خواهد افتاد ، ولى آدم از منهّى عنه خورد تا با علم سابق خدا برابرى كند خداوند او را بعد از توبه‌اش به زمين افكند تا توسط نسل او زمين را آباد گرداند و با او حجت خويش را بر بندگان اقامه كند ، پس از وفات آدم مردم را از رهبر خالى نگذاشت بلكه پيامبرانى فرستاد و به زبان آنها حجت را تمام كرد . موافاة لسابق علمه يعنى چه در عبارت گذشته چنين خوانديم : « فاقدم على مانهاه عنه موافاة لسابق علمه » آدم از شجرهء منهيّه خورد براى برابر شدن با علمه گذشتهء خدا ، ظاهرا منظور از علم سابق خدا آنست كه خدا مى دانست : آدم به دستور عمل نخواهد كرد و فريفتهء شيطان خواهد شد ، ولى اگر بگوئيم : علم سابق همان جعل خليفه در زمين است چنان كه فرموده : ( وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ ) در اين صورت از آن بوى جبر مى آيد ، ظاهرا براى همانستكه : ابن ابى الحديد « موافاة » را مفعول مطلق گرفته ، نه مفعول له ، زيرا كه او معتزلى است و عقيده به جبر ندارد . آدم عليه السلام و كعبه قرآن مجيد داستان كعبه را از ابراهيم عليه السلام شروع مىكند ، ولى در