سيد علي اكبر قرشي

342

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

نمى دارد و اگر همهء جليل و حقر دنيا را در مقابل منافق بريزم و در اختيار او بگذارم كه مرا دوست دارد ، دوست نخواهد داشت زيرا كه . . . در رابطه با فرو رفتن كوهها در پوستهء زمين فرموده : « و تغلغلها متسّربة فى جوبات خياشيمها » خ 91 ، 132 و فرو رفتن شديد آنها در حفره‌هاى قله‌هاى زمين « خياشيم » شايد به معنى قله‌ها يا بينى ها ( شكافها ) باشد . رجوع شود به ( جوب ) خشن : خشونت : سختى درشتى زبرى خلاف نرمى . از اين ماده هفت مورد در « نهج » آمده است . دربارهء عيسى عليه السلام فرموده : فلقد كان يتوّسد الحجر و يلبس الحشن و يأكل الجشب » خ 160 ، 227 آنحضرت به سنگ تكيه مى كرد ، لباس زبر مى پوشيد و طعام بى خورش مى خورد ، در رابطه با خشونت و درشتخوئى عمر بن الخطاب فرموده : « فصّيرها فى حوزة خشناء يغلظ كلمها و يخشن مسّها و يكثر العثار فيها و الاعتذار منها » خ 3 ، 48 ، ابو بكر خلافت را بعد از خود در حوزه‌اى خشن و ناهموارى قرار داد كه زخم زدنش شديد بود ، و افت و خيزش مشكل و لغزش در آن و اعتذار از لغزش بيشتر بود . « خشونة السفر » و « احجار خشن » نيز به همان معنى است . خشى : خشيت : خوف شديد . در رابطه با معنى آن در « قاموس قرآن » به تفصيل سخن گفته‌ام . به آنجا رجوع شود ، از اين ماده نوزده مورد در « نهج » آمده است راغب آن را ترس توأم با تعظيم گفته است ولى كليّت ندارد ، آنگاه كه از شبيخون بسر بن ارطاة با خبر شد در ضمن كلامى در مذمّت اصحابش فرمود : « فلو ائتمنت احدكم على قعب لخشيت ان يذهب بعلاقته » خ 25 ، 67 . اگر يكى از شما را به كاسه‌اى امين بدانم مى ترسم آويزهء آن را ببرد « قعب » كاسهء بزرگ . « فاحذروا من الله ما حذّركم من نفسه و اخشوه خشية ليست بتغدير » خ 23 ، 65 يعنى : بترسيد از خدا ، ترسى كه در آن كوتاهى و كمى نيست . دربارهء فتنهء بنى اميهّ فرمود : « ترد عليكم فتنتهم شوهاء مخّشية و قطعا جاهلّية » خ 93 ، 138 ، فتنه آنها بر شما وارد مىشود در حالى كه بسيار قبيح و ترس آور و مخوف است و تكهّ‌هائى از جاهليت مى باشد .