سيد علي اكبر قرشي

313

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

ارضها شبرا » نامهء 45 ، 417 به خدا قسم از دنيايتان ريزهء طلائى گنج نكرده و از زمين آن به قدر وجبى حيازت ننموده‌ام . « حيزت عنّى الشهادة » خ 156 ، 220 يعنى خدا از من حيازت كرد و به من نرسيد . « انحياز » اگر با « عن » باشد به معنى عدول و اگر با « الى » باشد به معنى ميل است ، ترك موضع ، هزيمت نيز گفته‌اند . در بعضى از ايام صفين به ياران خويش فرمود : « و قد رأيت جولتكم و انحيازكم عن صفوفكم تحوزكم الجفاة الطغام و اعراب اهل الشام . . . » خ 107 ، 155 حركت و كنار رفتن از صفوفتان را ديدم كه تهى مغزان و اوباش اعراب شام شما را از موضع خود كنار مى زدند به دنبال آن فرموده : « و لقد شفى و حاوح صدرى ان رأيتكم بآخرة تحوزونهم كما حازوكم » ، « حاز » در اين محلها با تقدير « عن » به معنى كنار زدن و كنار شدن است . حوزه : ناحيه . و آنچه مالك براى خود حيازت و حفظ مىكند و آن سه بار در « نهج » آمده است آنگاه كه عمر با آنحضرت دربارهء رفتن خودش به جنگ روم مشورت كرد ، فرمود : « و قد توكّل الله لاهل هذا الدين باعزاز الحوزة و ستر العورة » خ 134 ، 192 خداوند وكيل شده براى اهل اسلام باينكه مركزيت آنها را عزيز و قوى گرداند و ضعف آنها را بپوشاند . در رابطه با ابو بكر كه عمر را جانشين كرد فرموده : « فصّيرها فى حوزة خشناء يغلظ كلمها و يخشن مسّها » خ 3 ، 48 حلافت را در ناحيهء خشنى قرار داد كه زخمش شديد مى شد ، و رفتارش خشن يعنى خشونتش به زخم شديدى مى انجاميد . حوش : سوق دادن . « حاش الابل : ساقها » « حاش » كلمهء استثناء است از اين ماده دو مورد بيشتر در « نهج » يافته نيست . « انّ الله سبحانه وضع الثواب على طاعته . . . حياشة لهم الى الجنّة » حكمت 368 خداوند سبحان ثواب را بر طاعت خويش قرار داده . . . براى سوق بندگان به بهشت . به معاويه مى نويسد : « حاش لله ان تلى للمسلمين بعدى صدرا او وردا » نامهء 65 ، 456 از خدا بدور كه بعد از من به ولايت مسلمين برسى در رجوع از آبى و يا در اشراف به آبى .