سيد علي اكبر قرشي

305

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

به طلحه و زبير فرموده : شما مرا به قبول خلافت وادار گرديد : « و الله ما كانت لى فى الخلافة رغبة . . . و لكنّكم دعوتمونى اليها و حملتمونى عليها » خ 205 ، 322 . احتمال به معنى حمل است و نيز به معنى چشم پوشى و عفو آيد و نيز به معنى صبر به كار رود چنان كه فرموده : « و البشاشة حبالة المحبّة و الاحتمال قبر العيوب » حكمت 6 ، آن در اينجا شايد به معنى چشم پوشى باشد گر چه محمد عبده تحمّل اذيت گفته است يعنى گشاده روئى كمند محبت و چشم پوشى قبر عيبهاى مردم است . حامل ، حمل كننده : حمّال مبالغهء آن است آنحضرت در رابطه با خوارج به ابن عباس مى نويسد : « لا تخاصمهم بالقران فانّ القرآن فانّ حمّال ذو وجوه تقول و يقولون و لكن حاججهم بالسّنة . . . » نامه 77 ، 465 يعنى با خوارج با قران احتجاج مكن كه آن معانى زيادى را حمل مىكند اگر با يكى استدلال كنى خصم به آن ديگرى مى چسبد ، ولى با آنها با سنت احتجاج كن . حَمّالَةَ الْحَطَبِ چنان كه در قرآن مجيد نيز آمده ظاهرا لقب « امّ جميل » زن ابو لهب ، خواهر ابو سفيان است كه آنحضرت به معاويه مى نويسد : « و مناّخير نساء العالمين و منكم حمّالة الحطب » نامه 28 ، 387 و در « سده » يا « حلف » گذشت ، حمل ( مثل شرف ) در « لبث » خواهد آمد . حمم : اين مادهّ به معانى زيادى در « نهج » به كار رفته كه ذيلا ياد آورى مىشود ، اول به معنى تقدير و اندازه‌گيرى « حمّ الامر » به صيغهء مجهول يعنى مقدر شد ، چنان كه فرموده : « و الله لو لا رجائى الشهادة عند لقائى العدوّ و لو قد حمّ لى لقاؤه لقرّبت ركابى ثم شخصت عنكم . . . » خ 119 ، 176 ، ظاهرا « لو » به معنى تمنّى و آرزوست ، يعنى به خدا قسم اگر نبود اينكه به وقت ملاقات دشمن اميد شهادت دارم ، شتر خويش را نزديك كرده و سوار شده و از شما دور مى گشتم ، ايكاش لقاء دشمن كه منجّر به شهادت باشد براى من مقدّر مى شد . دوم « حمام » به فتح اول به معنى كبوتر چنان كه فرموده : « فهذا غراب و هذا عقاب و هذا حمام و هذا نعام دعا كلّ طائر باسمه و كفل له برزقه » خ 185 ، 272 .