سيد علي اكبر قرشي

282

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

در دادن در راه حق چون حق را بشناسد . يا حبس نكند . حصن به كسر اوّل : قلعه و هر محل حمايت و حفظ شده . سپس در تحفّظ و نگه داشتن به كار رفته است ، سيزده مورد از اين لفظ در « نهج » آمده است : « سوسوا ايمانكم بالصدقة و حصّنوا اموالكم بالزكاة و ادفعوا امواج البلاء بالدعاء » حكمت 146 ، ايمان خود را با صدقه نگه داريد ، اموال خويش با زكات حفظ كنيد . و امواج بلا را با دعا دفع نمائيد ، محمد عبده گويد : صدقه دوستى را حفظ مىكند ، دوستى ايمان را زياد مى گرداند و خدا را به ياد مى آورد . به شخصى كه زن دارد و با زن عفّت خويش را حفظ كرده گويند : محصن ( بصيغهء فاعل و مفعول ) چنان كه در خ 127 ، 184 آمده است « حصين » به معنى فاعل آيد يعنى نگاه دارنده « الاجل جنّة حصينة » حكمت 201 چنان كه در « جنّ » گذشت . در رابطه با تقوى فرموده : « اعلموا عباد الله انّ التقوى دار حصن عزيز و الفجور دار حصين ذليل » خ 157 ، 221 و در رابطه با لشكريان فرموده : « فالجنود باذن الله حصون الرعيّة و زين الولاة و عزّ الدين و سبل الامن و ليس تقوم الرعية الّا بهم » نامهء 53 ، 432 ، لشكريان باذن خدا قلعه‌هاى محكم رعيّت ، زينت و اليان امر ، عزّت دين و راههاى امنيت هستند رعيّت قوام و انتظام نپذيرد مگر با نيروهاى انتظامى . حصا : احصاء : اتمام شمارش و تا آخر شمردن ، حصاة به معنى سنگ ريزه است ، راغب گويد : عرب در شمارش از سنگريزه استفاده مى كرده لذا شمارش را احصاء گفته‌اند . از اين كلمه چهارده مورد در « نهج » آمده است . در رابطه با توحيد فرموده : پرندگانى مسخرّند به امر خدا ، عدد پرها و نفسهاى آنها را تا آخر شمرده است . . . و اجناس آنها را تا آخر به حساب آورده اين غراب است ، اين عقاب ، اين كبوتر است و اين شتر مرغ : « فالطير مسخّرة لامره ، احصى عدد الريش منها و النفس . . . و احصى اجناسها فهذا غراب و هذا عقاب و هذا حمام و هذا نعام » خ 168 ، 272 حضر : حضور : حاضر شدن ، ضدّ غائب شدن ، احضار : حاضر كردن ،