سيد علي اكبر قرشي
274
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
حسيس : صوت خفى و آهسته چنان كه در خ 183 ، 268 آمده است « حسّى » آنچه با حواس درك شود ، خطاب به دنيا فرموده : « و الله لو كنت شخصا مرئيّا و قالبا حسّيّا لأقمت عليك حدود الله » نامهء 45 ، 419 به خدا قسم اى دنيا اگر شخص ديده شده و قالب محسوس بودى حدود خدا را بر تو جارى مى كردم . حسك : گياهى است ميوهء سختى دارد كه به پشم گوسفندان مى چسبد ( اقرب الموارد ) ولى ظاهرا مراد امام عليه السلام از آن « خار » است اين كلمه دو بار در « نهج » آمده است در خ 224 ، 246 فرموده : « و الله لان ابيت على حسك السعدان مسهّدا او اجرّ فى الاغلال مصفّدا احبّ الىّ من ان ألقى الله و رسوله يوم القيامة ظالما لبعض العباد » سعدان گياهى است كه خارهاى سه شعبه دارد . يعنى به خدا قسم اگر بر روى خار سعدان شب را بيخواب به روز آورم و يا به زنجير بسته در روى زمين كشيده شوم بر من خوشتر است از آنكه روز قيامت خدا و رسول را ملاقات كنم در حالى كه به بعض بندگان ظلم كرده باشم . در رابطه با بى اعتبار بودن دنيا فرموده : « فبينا هو يضحك الى الدنيا . . . اذ وطى ء الدهر به حسكه » خ 221 ، 341 مى بينى در وقتى كه انسان به دنيا ميخندد ، دنيا خار خود را بر او فرو برد . حسم : از بين بردن اثر شى ء « قطعه فحسمه » يعنى او را بريد و مادهاش را زايل كرد ( مفردات ) در اقرب آمده : « حسمه قطعه مستأصلا اياّه » سه مورد از اين ماده در « نهج » آمده است ، به اهل خراج نوشته است : « و لا تحسموا احدا عن حاجته و لا تحسبوه عن طلبته » نامهء 51 ، 425 كسى را از حاجتش قطع نكنيد و از مطلوبش منع ننمائيد ، ظاهرا منظور آنست كه : طورى ماليات نخواهيد كه همه چيزش را رها كرده و به فكر پرداخت ماليات باشد . در بعضى نسخهها « لا تحشموا » با « شين » است . حسام : شمشير از لحاظ قاطع بودن حسام گفتهاند : « الحلم غطاء ساتر و العقل حسام قاطع فاستر خلل خلقك بحلمك و قاتل هواك بعقلك » حكمت 424 و نيز در نامه 53 آمده : « فاحسم مادّة اولئك » . ص 441 حسن : ( بر وزن قفل ) نيكوئى . زيبائى . خوبى . اعم از آنكه زيبائى صورت و