سيد علي اكبر قرشي

266

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

تكسب با عفت بهتر است از ثروتمندى با ظلم و بدكارى . حرق : سوزاندن . ثلاثى آن مانند باب افعال و تفعيل متعدى آمده است . شش مورد از آن در « نهج » ديده مىشود دربارهء سردى فرموده است : « . . . اولّه يحرق و آخره يورق » حكمت 128 ، اوّلش مى سوزاند و آخرش مى روياند ، تفصيل آن در « برد » گذشت . « حريق » : سوزان . در تعريف مالك اشتر فرموده است : اى اهل مصر به سوى شما فرستادم مردى را كه در روزهاى ترس و واهمه نمى خوابد و بر كفار از آتش سوزان شديدتر است « اشدّ على الكفّار من حريق النّار » نامهء 38 ، 411 . و در خ 183 ، 267 فرموده : آيا مى بينيد يكى از شما ناله مىكند از خاريكه در پايش مى خلد و از افتادنى كه زخمى اش مىكند و از ريك سوزانى كه او را مى سوزاند « و الرمضاء تحرقه » چطور است حال او كه ميان دو پرده آتش باشد نعوذ بالله . حرك : حركت ضدّ سكون ، و آن انتقال جسم است از مكانى به مكانى و از حالى به حالى . و آن نوزده بار در « نهج » آمده است ، در رابطه با خودش فرموده : « فقمت بالامر حين فشلوا و تطلّعت حين تقبّعوا . . . كالجبل لا تحركّه القواصف و لا تزيله العواصف » خ 37 ، 81 ، قيام به امر كردم آنگاه كه قوم سست شدند ، و آشكار شدم آنگاه كه مخفى شدند . . . مانند كوه كه طوفانهاى شكننده حركتش نتواند داد و بادهاى سخت از جايش نتواند كند . حراك : حركت . دربارهء رحلت خويش فرموده : « و ستعقبون منّى جثهّ خلاء ساكنة بعد حراك و صامتة بعد نطوق » خ 149 ، 207 به زودى از من بر شما خواهد ماند جسدى خالى از روح و آرام بعد از حركت و ساكت بعد از گويا بودن . حرم : حرام : ممنوع . ضدّ حلال « حرمه الشى ء : منعه منه » و نيز به معنى ممتنع آيد . « حرم عليه الشى ء : امتنع عليه فعله » از اين ماده به طور وفور در « نهج » يافته است كه به بعضى اشاره مىشود آنحضرت به ابو موسى اشعرى مى نويسد : « فانّ الشقّى من حرم نفع ما أوتى من العقل و التجربة » نامهء 78 ، 466 .