سيد علي اكبر قرشي

260

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

« نهج » آمده است . دربارهء رهائى اهل بيت از فتنه‌ها فرموده : « الا و من ادركها منّا يسرى فيها بسراج منير و يحذو فيها على مثال الصالحين » خ 150 ، 208 هر كس از ما آن فتنه را درك كند با چراغ روشن در آن مى رود و پيروى مىكند در آن از عمل نيكوكاران . در خ غرّاء 83 ، 109 فرموده : « فاتّقوا الله تقيّة من سمع فخشع . . . و راجع فتاب و اقتدى فاحتذى و ارى فراى » بترسيد از خدا مانند ترسيدن كسى كه كلمات حق را شنيد و اطاعت كرد ، به خودش مراجعه كرد و توبه نمود و به سلف صالح اقتدا كرد و عمل خود را با عمل آنها هم شكل كرد ، و نشان داده شده و ديد و عبرت گرفت . محاذاة : برابرى . آنحضرت به معاويه كه طالب حكومت بعد از آنحضرت بود مى نويسد : « . . . و ترقّيت الى مرقبة بعيدة المرام نازحة الاعلام ، تقصر دونها الأنوق و يحاذى بها العيّوق » نامهء 65 ، 456 ، ترجمهء عبارات در « انوق » گذشت . اين لفظ در خ 191 ، 283 و غير آن نيز آمده است . حرب : جنگ . محاربه : اقامهء جنگ بر عليه ديگرى است « حاربه : اقام عليه الحرب » تحارب : بين الاثنين است ، از اين مادهّ موارد زيادى در « نهج » يافته است . آنحضرت در نامهء 36 ، 409 به برادرش عقيل در رابطه با شكايت از قريش مى نويسد : « فانّهم قد اجمعوا على حربى كاجماعهم على حرب رسول الله صلى الله عليه و آله قبلى » . حرب ( بر وزن شرف ) : شدّت غضب . فعل آن از باب علم يعلم آيد . آنحضرت در نامهء 41 ، 413 به يكى از عاملانش مى نويسد : « فلمّا رأيت الزمان على ابن عمك قد كلب و العدوّ قد حرب . . . ففارقته مع المفارقين » چون ديدى كه زمان بر پسر عمويت سخت گشته و دشمن غضبش شدت يافته . . . با كنار شوندگان از او كنار رفتى . حرب : پدر ابو سفيان است كه در نامهء 17 ، 375 به معاويه نوشته : و لكن ليس اميّة كهاشم و لا حرب كعبد المطّلب و لا ابو سفيان كابى طالب » حرب گاهى به معنى نهب و غارت آيد گويند « حرب الرجل ماله : سلبه فهو محروب » امام صلوات الله عليه در رابطه با دنيا فرموده : « فانّ برقها خالب و نطقها