سيد علي اكبر قرشي

252

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

ولد يضمّنى الى صدره » خ 192 ، 300 ، مقام مرا با رسول الله با قرابت تمام و منزلت مخصوص دانسته‌ايد ، من بچه بودم كه آنحضرت مرا در آغوش خود مى گرفت و به سينهء خود مى چسبانيد . و دربارهء پيروان شيطان فرموده : « اتّخذوا الشيطان لأمرهم ملاكا . . . فباض و فرّخ فى صدورهم و دبّ و درج فى حجورهم » خ 7 ، 53 شيطان را در كار خود ملاك گرفتند . . . شيطان در سينه آنها تخم گذاشت و جوجه در آورد ، و حركت كرد و تربيت يافت در آغوش آنها ، كلام امام كنايه‌ها و تشبيهات عجيب دارد . حجره : غرفه ، جمع آن حجرات است و دو بار در « نهج » ديده مىشود . در باب اينكه خداوند قابل توصيف نيست فرموده : « ان كنت صادقا لوصف ربّك . . . فصف جبريل و ميكائيل و جنود الملائكة المقرّبين فى حجرات القدس » خ 182 ، 262 ، اگر قدرت توصيف حق تعالى را دارى . . . توصيف كن جبرئيل و ميكائيل و افواج ملائكه مقرب را در غرفه‌هاى قدس ( كه وصف نتوانى كرد ) حجره به فتح اول : ناحيه جمع آن حجرات بفتح اول و دوم است كه يك بار در « نهج » آمده است . مردى از آنحضرت پرسيد چگونه قومتان شما را از مقام خلافت دفع كردند با آنكه احقّ بوديد امام فرمود : آن استبدادى بود كه گروهى بخل ورزيده و گروهى سخاوتمندانه گذشتند ، داورى با خداست و آنگاه فرمود : ودع عنك نهبا صيح فى حجراته * و لكن حديثا ما حديث الرواحل خ 162 ، 231 ، يعنى دست بردار از غنيمتى كه در اطراف آن براى غارت فرياد كشيده شده و ليكن حديث شتران را بياور و شعر از امرء القيس است شرح آن در نهج البلاغهء عبده آمده است ، منظور امام صلوات الله عليه آنست كه آن قضيهّ گذشته است اكنون براى دفع معاويه آماده شويد كه مسئلهء روز است . حجز : منع و دفع . « حجزه حجزا : منعه و كفهّ و دفعه » آنحضرت پس از بيعت شدن در ضمن كلامى فرمود : إنّ من صرّحت له العبر . . . حجزته التقوى عن تقّحم الشبهات » خ 16 ، 57 آنكه عبرتها حقائق را بر او كشف كرده . . . تقوى از ورود به شبهات مانعش مىشود .