سيد علي اكبر قرشي

248

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

در رابطه با خودش فرموده : « اليك عنّى يا دنيا فحبلك على غاربك قد انسللت من مخالبك و افلتّ من حبائلك » نامهء 45 ، 419 ، دور شو از من اى دنيا ، از چنگالهاى تو كنار كشيده‌ام و از دام هاى تو نجات يافته‌ام . حباء : عطيّه . از اين ماده فقط دو مورد در « نهج » آمده است . در رابطه با خداوند فرموده : « و انهّ لبكل مكان و فى كلّ حين و اوان و مع كلّ انس و جانّ لا يثلمه العطاء و لا ينقصه الحباء » خ 195 ، 309 ، او در هر مكان هست و در همهء اوقات وجود دارد ، با هر انس و جن است ، نعمت دادن او را نمى شكند ، و بذل و بخشش چيزى از او ناقص نمى كند . آنحضرت به مالك اشتر مى نويسد : « ثمّ انظر فى امور عمّالك فاستعملهم اختبارا و لا توّلهم محاباة . . . نامهء 53 ، 435 ، يعنى كارمندان خود را از روى امتحان منصوب كن نه از روى ميل ( دسته‌بندى ) به آنها و به فكر بارى دادن به تو « حاباه : مال اليه » . حت : ساقط شدن و ساقط كردن . لازم و متعدى هر دو آمده است و سه مورد از آن در « نهج » يافته است ، آنحضرت به بعض از يارانش كه مريض شده بود فرمود : خداوند اين مرض را سبب ريختن گناهان تو گرداند ، مرض خودش اجرى ندارد ، ( اجر در عمل است ) : « و لكنهّ يحطّ السيئات و يحتّهاحتّ الأوراق » حكمت 42 و ليكن مرض گناهان را مى ريزد ، آنها را مانند برگ درختان مى ريزد . و دربارهء نماز فرموده : « و انّها لتحت الذنوب حتّ الورق و تطلقها اطلاق الربق » خ 199 ، 316 ، نماز گناهان را مى ريزد مانند ريزش برگ ، و آنها را باز مىكند ، مانند باز كردن از بندها . ناگفته نماند « حتّ » اول متعدّى و دوم لازم است ، « الريق » ريسمانى است كه دستگيره‌ها را در آن كنند ، گوئى گناهان در گردن انسان است نماز آنها را باز كرده و رها مىكند « ربق » جمع ربقه است . انحتات : ريختن . پراكنده شدن چنان كه در خ 165 ، 238 دربارهء طاووس آمده است . حتف : مرگ . جمع آن حتوف است ، و از آن پنج مورد در « نهج » آمده است : « تذلّ الامور للمقادير حتّى يكون الحتف فى التدبير » حكمت 15 ، كارها در مقابل قضا و قدر چنان ذليل هستند كه گاهى تدبير انسان منجّر به مرگ و هلاكت مىشود .