سيد علي اكبر قرشي

236

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

تحصيل امرى . مجاهده : تلاش و جنگ « مجهود » : تلاش شده و نيز به معنى طاقت و قدرت است « جهد الجهيد » ظاهرا به معنى جهد جميل است . از اين مادهّ شصت و نه مورد در « نهج » آمده است . كه به بعضى از آنها اشاره مىشود ، دربارهء جهاد فرموده : « امّا بعد فانّ الجهاد باب من ابواب الجنة فتحه الله لخاصّة اوليائه » خ 27 ، 69 و دربارهء عفّت فرموده : « ما المجاهد الشهيد فى سبيل الله باعظم اجرا ممّن قدر فعفّ : لكاد العفيف ان يكون ملكا من الملائكة » حكمت 474 . و در رابطه با عبرت از ضلالت شيطان فرموده : « فاعتبروا بما كان من فعل الله بابليس اذا حبط عمله الطويل و جهده الجهيد » خ 192 ، 287 . در خطبهء 149 ، 207 بعد از سفارش به توحيد و نبوت فرموده : « حمّل كلّ امرء منكم مجهوده و خفف عن الجهلة » در نسخهء صبحى صالح هر دو فعل از باب تفعيل و مجهول است يعنى تلاش و عمل هر كس بر خودش تحميل شده و بر جاهلان تخفيف داده شده است زيرا كه : « ربّ رحيم و دين قويم » ابن ميثم هر دو را لازم گرفته و اولى را از باب تفعيل دانسته است يعنى تكليف دربارهء تبليغ توحيد و نبوت متفاوت است هر يك از دانايان حامل طاقت خويش در تبليغ آندوست و خدا بر جاهلان تخفيف قائل شده است . دربارهء شتران صدقه فرموده : « غير متعبات و لا مجهودات » نامهء 25 ، 382 يعنى به زحمت افتاده و طاقت رفته نباشند . جهر : آشكار شدن و آشكار كردن خواه به وسيلهء ديدن باشد يا شنيدن از اين ماده سه مورد در « نهج » يافته است ، آنحضرت در رابطه به اينكه مردم را به كمك محمد بن ابى بكر خوانده است به عبد الله بن عباس مى نويسد : « و قد كنت حثثت الناس على لحاقه . . . و دعوتهم سرّا و جهرا و عودا و بدءا » نامهء 35 ، 408 و در مقام موعظه فرموده : « و بحقّ اقول لكم لقد جاهرتكم العبر و زجرتم بما فيه مزدجر » خ 20 ، 62 ، به حق مى گويم : عبرتها با صداى بلند شما را خوانده و پند داده شده‌ايد با آنچه در آن پند هست . جهز : تجهيز : آماده كردن ، « الاجهاز على الجريح » يعنى تمام كردن قتل او . از اين ماده سه مورد در « نهج » يافته است در رابطه با پايان خلافت و مرگ عثمان فرموده :