سيد علي اكبر قرشي
202
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
به عبد الله علّى امير المؤمنين ، مالك بن الحارث الاشتر فى عهده اليه حين ولاّه مصر : جباية خراجها ، و جهاد عدّوها و استصلاح اهلها و عمارة بلادها » نامهء 53 ، 427 . اجتباء : جمع كردن است به طور اختيار و برگزيدن « و اشهد ان محمّدا عبده و رسوله المجتبى » خ 178 ، 257 . جثه : جثّ در اصل به معنى قلع و كندن است : « جثهّ جثّا : قلعه » جثهّ به معنى بدن و جسد مى باشد ، در لغت آمده : « الجثّة : شخص الانسان » از اين ماده فقط دو مورد در « نهج » آمده است ، آنحضرت در رابطه با رحلت خويش فرموده : « و ستعقبون منّى جثّة خلاء ساكنة بعد حراك و صامته بعد نطق » خ 149 ، 207 و نيز فرموده : « انظروا الى النملة فى صغر جثتها » خ 185 ، 270 . جثم : جثوم : سقوط بر روى نشستن به زانو . آن تنها يك بار در « نهج » يافته است دربارهء خرابى بصره فرموده : « كأنّى انظر الى مسجدها كجوءجؤ سفينة او نعامة جاثمة » خ 13 ، 56 گويا نگاه مى كنم به مسجد بصره كه مانند سينهء كشتى و يا مانند شتر مرغ به زانو نوشته است . جحد : انكار با علم ( صحاح ) از اين ماده سيزده مورد در « نهج » يافته است ، در خ 185 ، 271 پس از اشاره به خلقت زمين فرموده : « فالويل لمن انكر المقّدر و جحد المدّبر » و « مجاحده » نيز ظاهرا به معنى جحد و انكار است كه فقط دو دفعه آمده است . در خطبهء قاصعه فرموده : « و جاحدوا الله على ما صنع بهم مكابرة لقضائه . . . » خ 192 ، 290 و در حكمت 252 فرموده : « فرض الله . . ترك اللواط تكثيرا للنّسل و الشهادات استظهارا على المجاحدات » و آن جمع مجاحده به معنى جحود است ، يعنى خدا ترك لواط را فرض كرد براى تكثير نسل و شهادت در راه خدا را براى غلبه بر انكارهاى خدا . « جاحد » : منكر « جحود » صيغه مبالغه است « مجحود » : انكار شده جحر : ( بر وزن عقل ) غار عميق . و بر وزن قفل هر لانه و سوراخ و كنامى است كه حشرات و درندگان براى خود مى سازند . « انجحار » رفتن در سوراخ . از اين ماده سه مورد نهج « آمده » است در رابطه با مورچه فرموده : « انظروا الى النّملة . . . كيف دبّت