سيد علي اكبر قرشي
193
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
« نهج » يافته است ، آنگاه كه از آنحضرت خواستند در بارهء قاتلان عثمان تحقيق و بازجوئى كند فرمود : اى برادران آنچه شما مى دانيد من نيز آگاهم ولى ما توانائى به انقلابيون نداريم آنها در حدّ شوكت خود هستند « يملكوننا و لا نملكهم و هاهم هولاء قد ثارث معهم عبدانكم و التفّت اليهم اعرابكم و هم خلالكم يسومونكم ماشاوؤا » خ 168 ، 243 آنها به ما قدرت دارند نه ما به آنها ، غلامان شما نيز برخاسته و به آنها پيوستهاند اعراب بيابان نيز با آنها هستند ، آنها در ميان شما هستند هر چه خواستند بر شما مى كنند ، به هر حال « ثارث » در اينجا به معنى بر انگيخته شدن و قيام كردن است . « مثار » مصدر ميمى است دربارهء اسلام فرموده : « فهو . . . مشرف المنار ، معوذ المثار فشرفّوه و اتبعّوه » خ 198 ، 314 يعنى علامتش و الا و انداختن و متزلزل كردنش دشوار است آن را شريف بدانيد و پيروى نمائيد . « ثائره » بر انگيخته شده ، جمع آن « ثوائر » است چنان كه در خ 96 ، 141 ، « مثاور » قيام كننده و محارب . چنان كه در وصف خداوند فرموده : « لم يخلق ما خلقه لتشديد سلطان . . . و لا استعانة على ندّ مثاور » خ 65 ، 96 خداوند آنچه را آفريده براى محكم بودن سلطانش و براى كمك جستن در مقابل شريك قيام كننده نيافريده است . « ثور » گاو نر كه فقط يك دفعه در « نهج » آمده است در جريان بصره كه عبد الله بن عباس را براى وساطت مى فرستاد فرموده : با زبير ملاقات كن نه با طلحه ، : لا تلقينّ طلحة فانك ان تلقه تجده كالثور عاقصا قرنه ، يركب الصعب و يقول : هو الذلول » خ 31 ، 74 ، طلحه را ملاقات نكن ، كه اگر او را ملاقات كنى خواهى ديد مانند گاو نر است در حال گرداندن شاخش ، او سوار مركب تند خو مىشود و مى گويد كه آرام است . ثول : انثيال : ازدحام و پى در پى به سرعت آمدن . از اين مادهّ فقط دو مورد در « نهج » يافته است ، آنحضرت در وصف آنان كه براى بيعت به سوى آنحضرت ريختند چنين فرموده : « فما راعنى الّا و الناس كعرف الضبع إلىّ ينثالون علىّ من كلّ جانب حتى لقد وطى ء الحسنان » خ 3 ، 49 . يعنى : پس از قتل عثمان مرا مرعوب نكرد مگر آنكه