سيد علي اكبر قرشي
187
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
نگارنده گويد : ظاهر آنست كه حجاج در اثر مرض « آكله » هلاك شده باشد بنابر صحت نقل فوق شايد با هر دو عارضه به درك رفته است ابن ابى الحديد گويد : به نظرم امام اين كلمه را در رابطه با تحقير حجاج فرموده است ولى از كلام سيد رضى رحمه الله معلوم مىشود كه اين سخن در رابطه با واقعهاى است چنان كه فرموده : « و له ( الحجاج ) مع الوذحه حديث ليس هنا موضع ذكره » . ثقل : ( بر وزن عنب ) سنگينى . ثقيل : سنگين ، اصل آن در اجسام است در معانى نيز به كار مى رود . « ثقال » بر وزن رجال است به معنى ثقيلها اثقال جمع ثقل ( بر وزن علم ) و آن چيزى است كه حملش سنگين است از اين ماده سى و هشت مورد در « نهج » آمده است . آنحضرت درباره شهادتين فرموده : « و نشهد . . . شهادتين تصعدان القول و ترفعان العمل ، لا يخفّ ميزان توضعان فيه و لا يثقل ميزان ترفعان عنه » خ 114 ، 169 ، « تثاقل » ثقل را بر خود هموار كردن است ، چنان كه در خطبه 39 ، 82 . ثقل ( بر وزن شرف ) شى ء وزين و پر قيمت ، حديث متواتر ثقلين كه فرموده : « انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى اهل بيتى » از آنست آنحضرت در رابطه به اينكه به ثقل اكبر ( قرآن ) عمل كرده و ثقل اصغر ( اهل بيت خويش ) را در ميان امت گذاشته فرمايد : « الم اعمل فيكم بالثقل الاكبر و اترك فيكم الثقل الاصغر قد ركزت فيكم راية الايمان » خ 87 ، 120 . استثقال : ثقيل بودن و چيزى را ثقيل يافتن چنان كه در خطبه 216 ، 335 آمده است . ثقيل : گران . سنگين : « ان الحق ثقيل مرى ء و ان الباطل خفيف و بى ء » حكمت : 376 . حق گران است ولى گوارا و محمود العاقبة ، باطل سبك است ولى وخيم و بد عاقبت . « ارض وبيئة » زمين كثير الوبا . ثكل : ( بر وزن قفل و شرف ) مفقود كردن زن فرزندش را « فقدان المرئة ولدها » از اين ماده پنج مورد در « نهج » يافته است ، چنان كه فرموده : « ينام الرجل على الثكل و لا ينام على الحرب » حكمت 307 « حرب » بر وزن عمل ، سلب مال است ، يعنى انسان بر فقدان اولاد صبر مىكند ولى بر سلب مال صبر نمى كند . چنان كه سيد رضى رحمة