سيد علي اكبر قرشي
170
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
« طمر » به معنى لباس مندرس است . تبر : ( بر وزن عقل و شرف ) هلاكت . « تبر تبرا : هلك » از باب تفعيل به معنى هلاك كردن آيد و آن تنها يك دفعه در زبان امام عليه السلام آمده است آنحضرت به كميل بن زياد مى نويسد : « فاّن تضييع المرء ماولّى و تكلفّه ما كفى لعجز حاضر و رأى متبّر » نامهء 61 ، 450 ضايع كردن مرد مورد ولايت و خود را و زحمت انداختن خود در آنچه كفايت شده ناتوانى حاضر و رأى شكسته و هلاك شده مى باشد « متبّر » اسم مفعول از باب تفعيل است . تبع : تبع و اتبّاع : پيروى . خواه معنوى باشد مثل ( قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها ) بقره : 38 و خواه به طور محسوس و دنبال كردن مانند ( وَ جاوَزْنا بِبَنِي إِسْرائِيلَ ) يونس : 90 آنحضرت به محمد بن ابى بكر مى نويسد : « صلّ الصلاة لوقتها الموقّت لها ، و لا تعّجل وقتها لفراغ و لا تؤّخرها عن وقتها لاشتغال و اعلم ان كل شى ء من عملك تبع لصلوتك » نامه 27 ، 384 « متابعت » : موافقت ، « تتابع » پى در پى بودن « تباع » تابع شدن « تتبع » از باب تفعّل : تطلب و جستجو كردن . « تبعة » نتيجه و چيزى كه در پى عمل است و نوعا در نتيجهء بد به كار رود ، دربارهء استغفار فرموده : و الثالث ان تؤدّى الى المخلوقين حقوقهم حتى تلقى الله املس ليس عليك تبعة » حكمت : 417 « املس » پاك . تبع ( بضم تاء و فتح و تشديد باء ) لقب پادشاهان يمن است نظير فرعون ، قيصر و كسرى . راغب در مفردات گويد : علّت اين تسميه آنست كه پادشاهان يمن در سياست و زمامدارى تابع يكديگر بودند ، طبرسى علت اين تسميه را كثرت پيروان و تابعان دانسته است اين كلمه كه در قرآن مجيد نيز آمده فقط يك بار در « نهج » ديده مىشود چنان كه در قبالهء شريح قاضى بعد از شنيدن آنكه خانهاى به هشتاد دينار خريده است . نوشت : « فعلى مبليل اجسام الملوك و سالب نفوس الجبابرة مثل كسرى و قيصر و تبّع و حمير و من جمع المال فأكثر و من بنى و شيّد . . . اشخاصهم جميعا الى موقف العرض و الحساب . . . » نامه 3 ، 365 .